احسان ضیأیی
ای حوا !
به قداست آن سیب قسم
اینان همه آدمک هستند
آدم حقیقی سالهاست که مرده
احسان ضیأیی
غصه نخور... در نهایت در چشمان کسی اسیر میشوی که تورا درک نه ترک خواهد کرد.. دقیقا مانند تو که مرا ترک کردی
احسان ضیأیی
برای دوباره آمدنت دعا نمی کنم..... می دانم وقتی برگردی همانی نیستی که رفته بودی!
احسان ضیأیی
این روزها چقدر تلخ شده ای!!!قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی؟؟؟؟؟
احسان ضیأیی
هیچیم
هیچیم و چیزی کم
ما نیستیم از اهل این عالم که می بینید
وز اهل عالم های دیگر هم
یعنی چه پس؟ اهل کجا هستیم؟
از عالم هیچ و چیزی کم.
احسان ضیأیی
چشمهـــایت ... آدم را تا مرزِ کُفــر میبرد ؛ لبهایــت ... اما معجزه ی ایمان است ...!
احسان ضیأیی
اینجا گرگها هم افسردگی مفرط گرفته اند.... دیگر گوسفند نمی درند... به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند.
احسان ضیأیی
بودنت نهايت دلخوشی من است مي توانی باشی حتی دردورتر ها اما می دانم هستی همين كه هستی روزهايم عطر تو را دارند و شبها روشن از خاطره مهتابيت !!!
احسان ضیأیی
کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــن برایِ تــــو می نویسم.... تـــــــو برایِ او مـــی خوانی .