خدا کاری بکن زودباش, خدا صبرم همین قدر بود, بگو حرفاشو بخشیدم بگو گنجایشم کم بود ,بگو تقصیر من بوده بگو حق داره، می دونم, بگو به فکر جبرانه بگو قدرشو می دونم...
خدا کاری بکن مُردم خدا اونم دلش تنگه, اگه می گه مهم نیستم با حسش داره می جنگه, اگه می گه تو فکرم نیست می خواد بیشتر پیشش باشم ,درسته اون ولم کرده دلیل اشک چشماشم...
" ... يکبار که از دانشگاه خارج شدم،زير برف پاکن ماشينم يه گل سرخ بود و يک ياداشت عشقولانه... اصن انتظارش رو نداشتم و همين حرکت غافلگيرانه دنيايي انرژي بهم تزريق کرد." ، خیلی دلم میخواس یکی بود که از این کارای ِ غافلگیر کننده برام میکرد !!! اینجوری سوپرایز شدنـا و نیش ِ تا بنـاگوش باز شدنـا رو دوست دارم .. ولی فقط تو تصوراتم حسش کردم .. هیچ آدم ِ با ذوقـی نبـوده فعلا ً که منـو اونجـوری غافلگیر کنه ، که اگه باشه قــول میــدم مـاه هـا ذوق ِ اینکار تو دلـم بمــونه !!! { یکتــای ِ طفلکــی }