elahenaz
سخت است در خوش گذرانی هایت هم افکارت آزارت دهند و طعم زهر مار به خود بگیرد لحظات شادت . . .
elahenaz
من گمان میکردم رفتنت ممکن نیست رفتنت ممکن شد!! باورش ممکن نیست...
elahenaz
بگذار همه بدانند چه قدر دلم میخواست روی شانههای تو به خواب روم. تو آرام بلند شدی دستهایم را از هم گشودی موهای پریشانم را شانه زدی. حالا این دختر کوچک که مدام تو را میخواهد خسته ام کرده است. او حرف های مرا نمیفهمد بیا و برایش بگو که دیگر باز نخواهی گشت
elahenaz
ای کاش بودی و می دیدی ... می دیدی که اشکهایم چگونه همچون روزهای زیبا بر باد خواهند رفت ... ای کاش این روزهای تلخ پایان میافت ... و روزهای زیبا همچون گذشته فرا می رسید ... و من بار دیگر ... خود و تو را در آن می دیدم ...
درستش کنم دیگه اذیتت نکنهـ خووو 
13 سال و 4 روز و 10 ساعت و 13 دقيقه قبلخآک ب سرم خو یکم ب زنش سفارش کن درستش کنه

13 سال و 4 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبل
13 سال و 4 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبلزنشم نتونسته درستش کنه
هیچی دیگهـ آخرش اینِ خدآ ب همتون رحم کنهـ
13 سال و 4 روز و 10 ساعت و 8 دقيقه قبل
والا
13 سال و 4 روز و 10 ساعت و 5 دقيقه قبل