دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elahenaz
زن - مجرد
امتیاز: 7228

دنبال‌شدگان

(891 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

elahenaz
elahenaz

میرقصم ... تا انتهای خیال داشتنت غرق میشم و دوباره خسته رها میشم رو تخت یک نفره من و تو ! اشک تو چشمام بی تابی میکنه و میخندم با چشم های خیس؛ دستام داره میلرزه و دوباره یه دستمال کاغذی !

elahenaz
elahenaz

به سلامتی خدا ... که همه ی آرزوهامو جلوی چشمام پرپر کرد تا بهم بزرگیشو ثابت کنه ...!

elahenaz
elahenaz

آرزو میکردم ای کاش خودت جای عکسات بودی ... اما تو رفتی و بازی رو به ضرر من تموم کردی ... یه جوری منو زدی زمین که دیگه نتوستم بلند بشم ... حالا از تو برام فقط خاطره مونده و بس ... خاطره هایی که با یادآوری اونا بدجور آتیش میزنه به جگرم ... نیستی اما جای خالیت هنوز کنارم هست ... به کسی اجازه ندادم حتی واسه یه لحظه جاتو بگیره ... احمقانه است مگه نه ؟باز هم همون خبرای تکراری ... دلتنگی من واسه تو ... تویی که نیستی ....

elahenaz
elahenaz

این روزها... تمایل شدیدی به از دست دادن حافظه ام دارم!!!...

elahenaz
elahenaz

رفتیم رستوران خیلی خوردم الان دلم درد گرفته

elahenaz
elahenaz

دَرد مــے کُنـَـد بُغضَــم ... وَقتــے اَشــک هَــم آرامَــش نِمــے کُنـَـد ...

elahenaz
elahenaz

طریقه ی جین پوشیدن دخترا: پای راست توی شلوار، پای چپ توی شلوار، تکون دادن خود، پرش به بالا ... و تمام.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

ای خداااااااا دوس دارم یه روز محکم جواب بابامو بدم بهم این تواناییو عطا کن با این اخلاقش

elahenaz
elahenaz

به یک خواستگار فوری ترجیحا پزشک یا بساز بنداز نیازمندیم

elahenaz
elahenaz

اگه دست خودم بود همین فردا بلیط میگرفتم میرفتم خونه دوستم کرج ...دوری از بابام ...یه دنیا آرامش

elahenaz
elahenaz

وقتی دلت خسته شد دیگر حتی اشک های شبانه هم آرامت نمیکنند فقط گریه میکنی چون به گریه کردن عادت کرده ای وقتی دلت خسته شد دیگر هیچ چیز آرامت نمیکند به جز دل بریدن و رفتن

elahenaz
elahenaz

همچین میگن ازدواج سنت پیامبره انگار قبلا ملت با قمه زدن تکثیر پیدا میکردن !!!

elahenaz
elahenaz

لطفا هر کسی پدر خودشو تو یک جمله توصیف کنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

من می دانم... من می دانم که آن روز میرسد، که من از خواب می پرم و تو را در آغوشم حس می کنم... من می دانم که آن روز می رسد، که من لباس سفیدم را تنها برای تو پوشیده ام... من می دانم که رسیدن دستهای ما به هم نزدیک است من می دانم که می دانی...همش یک رویای شیرینه