دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elahenaz
زن - مجرد
امتیاز: 7228

دنبال‌شدگان

(891 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

elahenaz
elahenaz

در آغوش تنهایی... عروس می شوم بدون تو... حجله ای می سازم و در آغوش تنهایی شب را به صبح می رسانم شاید شبی دیگر...

elahenaz
elahenaz

من دوس دارم تو ماشین آهنگو با صدای زیاد گوش بدم و کسی هم حرف نزنه

elahenaz
elahenaz

درد داره نیمه شب با کابوس بیدارشی بخوای یکی بغلت کنه ولی هیشکی رو پیدا نکنیو بی بغل بمونی

elahenaz
elahenaz

از روزی میترسم ک وقتی بهم میگه دوستت دارم یاد تو بیوفتم!!!

elahenaz
elahenaz

خسته ام... خسته! باید یک به یک آرزوهایت بر باد برود، تا بدانی وقتی میگویم خسته ام یعنی چه!

elahenaz
elahenaz

تنهايي ميدوني يعني چي ؟؟؟؟؟ تنهايي يعني يك نفر كم است.....

elahenaz
elahenaz

اگر اسم همسرتون هم اسمه عشقتون باشه چه احساسی بهتون دست میده؟

elahenaz
elahenaz

دل آدم گاهی چه گرم می شود به یک دل خوشی کوچک به یک هستم

elahenaz
elahenaz

...خدایـــــــــا (دیدگاه)

elahenaz
elahenaz

این روزا دلم واسه کسی تنگ شده که دستم بهش نمیرسه .. دارم اذیت میشم اما این احساسو دوست دارم .. عیبی نداره که نیستی،مهم اینه که خاطرت واسم عزیزه .. من از دوست داشتن تو دست نمیکشم .. من و تو یه جا بهم میرسیم .. مطمئنم ...

elahenaz
elahenaz

من می دانم... من می دانم که آن روز میرسد، که من از خواب می پرم و تو را در آغوشم حس می کنم... من می دانم که آن روز می رسد، که من لباس سفیدم را تنها برای تو پوشیده ام... من می دانم که رسیدن دستهای ما به هم نزدیک است من می دانم که می دانی...همش یک رویای شیرینه

elahenaz
elahenaz

روزی میرسد که بـــا لبخنـــد تـــو بیـــدار میشـــوم ایــن روز هـــر زمــان کـــه میخـــواهـد بــاشـد فقــطــ بــاشـــــد !

elahenaz
elahenaz

ای کاش بودی و می دیدی که چشمانم چطور در انتظار توست اشکها در بدرقه راهت همچو آبی که بدرقه کننده مسافر است تو را بدرقه می کرد و در انتظار بازگشت توست ای کاش بودی و التماس دستانم را می دیدی که بسوی تو دراز شده و با فریادی بی صدا تو را به سوی خود می خواهد آری این منم که از دوری تو دیگر تاب و توان حرف زدن ندارم برگرد که دیگر در من جانی نمانده که نثار تو کنم ، برگرد ... برگرد ...

elahenaz
elahenaz

نمیدونم چرا همه ی آدمای اطرافم به هم میرسند ولی من و تو به هم نمیرسیم ...این بازی روزگاره قرعه به نام من و تو افتاد