دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elahenaz
زن - مجرد
امتیاز: 7228

دنبال‌شدگان

(891 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(756 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

elahenaz
elahenaz

روزی دوباره به سراغم خواهی امد . ولی می دانم که شادابی ات را در پس جاده های جوانی گم کرده ای ولی باز هم پذیرایت خواهم بود . پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد و به تو خواهم گفت : که سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام

elahenaz
elahenaz

در این شبهای بی قراری چیزی نمانده که با دلم در میان بگذاری همه چیز از احساست پیداست ، در این لحظه های نفسگیر ، چیزی نمانده جز دلتنگی و انتظار و این دل عاشق من ، همیشه بهانه میگیرد از من … بهانه تو را ، تو را میخواهد نه دلتنگی ها را، تو را میخواهد نه به انتظارت نشستنها را! در این شبهای بی قراری چیزی نمانده از من ، جز یک دل بهانه گیر باز هم گرچه نیستی در کنارم ، اما در این هوای سرد ، عشق نفسهایت مرا گرم نگه داشته… به این خیال که تو هستی ، همه چیز سر جای خودش باقیست ، تنها جای تو در کنارم خالیست، به این خیال که تو هستی شبهایم مهتابیست ، تنها درد من در این شبها ، تنهاییست ! به این خیال که تو هستی ، بی خیال همه چیز شده ام ، در حسرت دوری ات تنها و آشفته ام! کجا بیایم که تو باشی ، کجا بروم که تو را ببینم ، کجا بنشینم که تو هم بیایی،دلم تنها به این خوش است که هر جا باشی ،همیشه در قلبم میمانی اما تو بگو دلتنگی هایم را چه کنم؟........

elahenaz
elahenaz

گرفته دلم ، کجایی که سرم را بگذارم بر روی شانه هایت ، تا پی ببرم به آن دل پر از نیازت ، تا تو را در میان بگیرم ، تا همانجا در آغوشت برایت بمیرم…

elahenaz
elahenaz

دلم برای کودکیم تنگ شده.... برای روزهایی که باور ساده ای داشتم همه آدم ها را دوست داشتم... مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم مادرم که بیرون می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود... دلم می خواست ... ممُل" را پیدا کنم .. از نجاری ها که میگذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم .. تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود دلم برای خدا تنگ شده ... خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم... دلم برای کودکیم تنگ شده ...,

elahenaz
elahenaz

انشالله مساوی بشه که طرفداران هر دو تیم خوشحال باشند

elahenaz
elahenaz

تا چند وقت پیش نبودم اما حالا زندگی مشترکم را شروع کردم و فعلا برای مسکن، رحم را برای چند ماه اجاره کردم........البته به محض تمام شدن مهلت صاحب خانه مرا بیرون می اندازد و تمام وسایلم را هم می گذارد توی کوچه! · اظهار وجود: هنوز کسی از وجودم خبر ندارد .البته وجود که چه عرض کنم .هرچند ساعت یکبار تا می خواهم سلول هایم را بشمرم همه از وسط تقسیم می شوند و حساب و کتابم به هم می ریزد. ز-ن-د-ا-ن : گاهی وقت ها فکر میکنم مگه چه کار بدی کردم که مرا به تحمل یک حبس 9 ماهه در انفرادی محکوم کرده اند ؟؟؟؟!!!!!!!!! فرق اینجا با آنجا : داشتم با خودم فکر می کردم اگه قراربود ما جنین ها به جای رحم مادر در جایی از بدن پدرها زندگی می کردیم چه اتفاقاتی می افتاد: - احتمالا در همان هفته های اول حوصله شان سر می رفت و سزارین می کردند !!! - کشوی میزشان را از طریق هل دادن با شکمشان می بستند !!! - اگر ویار می کردند باعث به وجود آمدن قحطی می شد!!! - به خاطر بی توجهی تا لحظه زایمان هم سراغ دکتر نمی رفتند و احتمالا در اداره وضع حمل می کردند!!! - اگر بچه توی شکمشان لگد می زد ،آنها هم فورا توی سرش می زدند تا ادب شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

اخرش ما نفهمیدیم تو رو بوسی کردن باید دوتا بوس کنیم یا سه تا لامصب خیلی شرایط سختیه یهو میخوای سه تا بوس کنی طرفو ، اون دوتا بوس میکنه جا خالی میده وسط جمع ضایع میشی

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

@فاطمه غنچه دنبالر آبجی طهورا ( فاطمه جان) تولدت مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.
elahenaz
elahenaz

بچه که بودم مامانم می گف تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ... یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده .

elahenaz
elahenaz

یک ساندویچ خریدم روش با فونت"36تیتر" نوشته : با سس یک نفره رایگان انگار بلیط سفر به آنتالیا گذاشته توش

elahenaz
elahenaz

خنگول ﺗﻮ ﺍﻧﻮﺑﻮﺱ ﺗﺎ ﻧﺸﺴﺖ ﯾﻪ ﭼﮏ ﺯﺩ, ﺗﻮ ﮔﻮﺵ ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ!!!, ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﯾﻮوﻧﻪ ﭼﺘﻪ ﭼﺮﺍ ﻣﯿﺰﻧﯽ ؟؟؟ خنگول:ﺭﺍﻩ ﻃﻮﻻﻧﯿﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻬﻮ ﺯﺭ ﺯﺭ, ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﮑﻨﯽ

elahenaz
elahenaz

مریض بودم مامانم داشت داروهام رو میداد ..., که داداش کوچیکم اومد گفت منم از اینا میخوام ..., مامانمونم گفت : الهی مامان بمیره برات ..., اینا پی پیه ، فقط داداش باید بخوره ..., بچه هم گفت : اه اه رفت دنباله بازیش ..,

elahenaz
elahenaz

عکس العمل زنان در مقابل کادوی شوهر : - مرسی( یعنی این دیگه چیه خریدی مردشورتو ببرن!) - عزیزم خیلی قشنگه ( میخواد دلتو نشکنه وگرنه حالش از کادوت بهم خورده!) -غافلگیرم کردی ( یعنی چه عجب الدنگ! ) - تو بی نظیری ! ( یعنی بدبخت شدی , حداقل هفته ای یک کادو نیاری خونه از این به بعد پدرتو در میارم!)

elahenaz
elahenaz

تو جاده ای که انتهاش معلوم نیست سواره یا پیاده بودن مهم نیست.اما اگه همراهی داشته باشی که تنهات نذاره بی انتها بودن جاده آرزوت میشه...!

elahenaz
elahenaz

نابینا: مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟ بینا : آره نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟ بینا : تو واقعا" نابینایی ؟! نابینا : مادرزاد! بینا : پس چطور فهمیدی من سه تا سه تا می خورم ؟! نابینا : واسه این که من دو تا دو تا می خورم و تو معترض نمی شی