ali
درد من و تو یکیست... من با سکوت می نویسم و تو خاموش می خوانی ... باور کن که روزگار غریبی است ... اما به وسعت رازهایمان سوگند باز هم می گذرد این ایام...
ali
چه دعایی کنمت بهتر از این ، که خدا پنجره ای رو به اتاقت باشد ... عشق محتاج نگاهت باشد ، عقل لبریز زبانت باشد و دلت وصل خدایت باشد...
ali
تـو چـه ميداني از حـالُ روز كــَسي كه ديگــر هيــچ نـِگاهي دِلــَش را نميلَرزانــَد...
ali
کجایی سعدی؟... گذشــــــــت آن زمانها !!!!! حالا دیگر، بنی آدم ابــــزار یکدیگرند...
ali
گاهی یک حرف ، یک زمستان آدم را گرم نگه می دارد...
ali
آیا می دانستید؟! . . . . . . . . دکمه آسانسورو پشت هم تند تند بزنی آسانسور زودتر نمیاد...
ali
باران که می زنــد ، هــمه چیز تازه میشود ! حتّی داغ نبودن ِتــــو...
ali
وای به اون روزی که احترام به "وظیفه" تبدیل بشه اون موقع است که تو هیچ حقی نداری حتی اگر حق با تو باشه...
ali
دخترهای خوب مثل سیب های روی درخت هستند... بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند! پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است اکتفا می کنند... سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست در حالی که آنها فوق العاده اند . .... آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید...