ali
اشکها از لبخندها انسانها از حیوانها سبقت می گیرند در لحظه سقوط قانون را باور کن...
ali
خدایا ! آخرش نفهمیدم اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من...
ali
اگه به اونی که میخوای نمیرسی، آهسته تر برو تا اونی که تو رو میخواد بهت برسه...
ali
نبودنت ها را با خیال بودنت به هم بافته ام چه سنگین شده این شال گردن دارد بغضم را در گلو خفه میکند...
ali
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم؛ که نا کس، کس نمی گردد بدین بالا نشینی ها....
ali
بودن را بادیدن نبودنها ....دل مسپار... پایانی بس نزدیک دارد...
ali
در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی بی دغدغه باش که وقتی او را به هوا میاندازند ،می خندد، چون ایمان دارد که اورا خواهند گرفت...
ali
دلهره هایت را به باد بده ، اینجا دلی هست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد...
ali
سلامتی اونی که دست هر افتاده ای رو گرفت تا بلند شه اما وقتی خودش افتاد اونو زیر پا له کردن...
ali
دور باش اما نزدیک، من از نزدیک بودن های دور میترسم...
ali
فدای رفیقی که روی طاقچه دلش گاهی قاب ما رو هم یه دستمالی میکشه...