فرشاد
سلام بچه هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
persianboy
خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا دلم برای دوستام تنگ شده .میبینی چفدر غریب افتادهم
persianboy
تو تنها دری هستی،ای همزبان قدیمی که در زندگی بر رخم باز بوده ست. تو بودی و لبخند مهر تو ،گر روشنایی به رویم نگاهی گشوده ست. مرا با درخت و پرنده، نسیم و ستاره، تو پیوند دادی. تو شوق رهایی، به این جان افتاده در بند، دادی. تو آ غوش همواره بازی بر این دست همواره بسته تو نیروی پرواز و آواز من ،بر فرازی ز من نا گسسته. تو دروازه ی مهر و ماهی! تو مانند چشمی،که دارد به راهی نگاهی. تو همچون دهانی ،که گاهی رساند به من مژده ی دلبخواهی. تو افسانه گو،با دل تنگ من ،از جهانی من از باده ی صبح و شام تو مستم من اینک، کنار تو،در انتظارم چراغ امیدی فرا راه دارم. گر آن مژده ای همزبان قدیمی به من در رسانی به جان تو، جان می دهم ،مژدگانی فریدون مشیری
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند ....
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
عشق تو بازی بود و بس.... نقش سرابی بود و بس ....این آمدن این رفتنم..... رنج و عذابی و بود و بس
پسرک
تن ِ درختا خیسه از گریه ی آسمون ..
C u p
چقدر دوست داشتم دختری داشتم و با هم زیر باران راه می رفتیم و بستنی میخوردیم و قهقه میزدیم.
استاد چیزی بهت نگفت؟
15 سال و 6 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 40 دقيقه قبلدلبندم سوتی هات فراوون شده ها جواد..
15 سال و 6 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبل@دخترپارسی :نه خداروشکر شانس آوردم با این استاد راحتیم ولی خداییش اصن منظور نداشتم

15 سال و 6 ماه و 18 روز و 22 ساعت و 29 دقيقه قبل@آهو جان مشکلات زندگی باعث شده

15 سال و 6 ماه و 18 روز و 11 ساعت قبلآره سوتی جالبی دادی
15 سال و 6 ماه و 18 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبلایشالا سر ترم جبران میکنه