ال ناز
خدايا !! دوستت دارم دوستم داشته باش ومن رو توي هيچ کاري به حال خودم رها نکن
ال ناز
باز امشب باران خوش خاطره از راه رسید و سرا پا احساس به وجودم نم زد گوشه ی خلوت عشق ، موج دریا ترسید و چه زیبا لرزید سایه بان زندگی در فراسوی زمان آباد است و مبادا روز از خاطر برود تا هستم باش خواهش من این است......
ال ناز
رفتی... بی آنکه مرا به خدا بسپاری، نمیدانم خدا را از یاد برده بودی یا مرا؟
ال ناز
چه خوشبختم من، که دستان من بوی تو میدهند هنوز...!!!
ال ناز
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بسوزد آنکه سربازی بنا کرد تو را از من مرا از تو جدا کرد گروهبانان مرا بیچاره کردند لـــ ـباس شخصی ام را پاره کردند به خط کردند تراشیدند سرم را لباس آش خوری کردند تنم را
ال ناز
نبردی از وفا یک ذره بویی / به هر ساعت شوی مایل به سویی / فقط یه نکته میگم قبول کن / عزیزم واقعا بی چشم و رویی
ال ناز
هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو / بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو / تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمیرد منم / تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم
ال ناز
man raftam lala,shab bekheyr
ال ناز
وقتی خواستم زندگی کنم ،راهم را بستند، وقتی خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است وقتی خواستم گریستن ،گفتند دروغ است وقتی خواستم خندیدن،گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم