@ناهيد نه پر ز خون جگرم از سپهر مینائی است هلاک جانم ازین بیوفای هر جائی است یکی ببین و یکی جوی و جز یکی مپرست از آن جهت که دو بینی قصور بینائی است وفا و مهر از آن گل طمع مدار ای دل توقع ثمر از بید باد پیمائی است جدا ز خویشتنم زنده یکنفس مپسند که دور از تو هلاکم به از شکیبائی است چه میکشی به نقاب آفتاب، بنگر کز تحیر تو که خون در دل تماشائی است من از تو جز تو نخواهم، که در طریقت عشق بغیر دوست تمنا ز دوست، رسوائی است عجب نمک به حرامی است دور از تو رضی که با وجود خیالت به تنگ تنهائی ا
@elahenaz سخن از عشق باید گفت دختری با چشمان آبی سلام این شعرم مخاطب خواص داره با این وجودهمه می تونن ازش لذت ببرن. نظر یادتون نره! دختری دیدم با چشمان آبی با نگاهی به رنگ آسمان خفته بر لبخند معصومانه اش افسون عشق های جاودان دختری که دستان سردش بر جیبش, پناه آورده بود گونه های سرخش از سرما به تب لبخند , رو آورده بود چون فرشته گویی از آسمان از تبار خوبی ها, او آمده عاری از هر گناه و نقصان از دل رنگین کمان او آمده آرام گام مینهد بر ره خویش غافل از من که به او دل داده ام غافل از من , که با چشمان خیس بر پای عشق او افتاده ام گر گویم با او از راز خویش ترسم قلبم به سینه بشکند ترسم با دستان سرد خود شعله ی عشقم ز سینه برکند از دور می نگرم بر چهره اش غیر از او چیزی نمی بینم دگر گشته ام افسون عشقه جاودان غیر از او عشقی نمی خواهم دگر
چه گویمت که تو خود باخبر ز حال منی چو جان, نهان شده در جسم پر ملال منی چنین که می گذری تلخ بر من, از سر قهر گمان برم که غم انگیز ماه و سال منی خموش و گوشه نشینم , مگر نگاه توام لطیف و دور گریزی, مگر خیال منی ز چند و چون شب دوریت چه می پرسم سیاه چشمی و تو خود پاسخ سوال منی چو آرزو خفته ای همیشه و حیف که آرزو ی فریبنده ی محال منی هوای سرکشی ای طبع من ,مکن! که دگر اسیر عشقی و مرغ شکسته بال منی ازین غمی که چنین سینه سوز سیمین است چه گویمت؟ که تو خود با خبر ز حال منی
@yedokhtare 웃 گر بوسه می خواهی بیا, یک نه دو صد بستان برو اینجا تن بی جان بیا , زین جا سرو پا جان برو صد بوسه ی تر بخشمت , از بوسه بهتر بخشمت اما ز چشم دشمنان , پنهان بیا , پنهان برو هرگز مپرس از راز من , زین ره مشو دمساز من گر مهربان خواهی مرا , حیران بیا حیران برو در پای عشقم جان بده , جان چیست , بیش از آن بده گر بنده ی فرمان بری , از جان پی فرمان برو امشب جو شمع روشنم , سر می کشد جان از تنم جان برون از تن منم , خاموش بیا سوزان برو امشب سراپا مستیم , جام شراب هستیم سرکش مرا وز کوی من افتان برو ؟ خیزان برو بنگر که نور حق شدم , زیبایی یه مطلق شدم در چهره ی سیمین نگر , با جلوه ی جانان برو.
@shirin از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب پشت ستون سایه ها روی درخت شب می جویم اما نسیتی در هیچ جا امشب می دانم اری نیستی اما نمی دانم بیهوده می گردم بدنبالت چرا امشب ؟
@__** پسر**__ باهر بهانه و هوسی عاشقت شده است فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شده است چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود گیرم که برکه ای نفسی عاشقت شده است ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود! یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است
@°o.O پــاک30مــا O.o° خندیدن یک نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.100بار خندیدن معادل 15 دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث کاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اکسیژن رسانی در بدن میگردد.
@yedokhtare 웃 یک انسان تا 45 واحد درد را میتونه تحمل کنه و یک زن در هنگام زایمان 57 واحد درد را تحمل میکنه،یعنی چیزی شبیه به شکسته شدن همزمان 20 استخوان.
@elahe برای کاهش کمردردها می توان با انجام تمرینات بدنی عضلات کمر را تقویت کرد که انجام دادن حرکات کششی در ناحیه کمر و همچنین شانه ها و پاها توصیه می شود. راه رفتن و انجام دادن حرکات تمرینی سبک در آب نیز موثر هستند.