دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

emad
مرد - مجرد
امتیاز: 2751

دنبال‌شدگان

(317 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(304 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

Pain Girl
Pain Girl
توسط موبایل

تک درخت آرزوهایی که شده سایه ی عاشقا ...کسی نشد عاشق تن زخمیم...همه فقط زخم زد ن بر تنم تا عشقشونو ثبت کنن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
SheidA
SheidA

من لالاییشو خوندم .. رفت روی یکی دیگه خوابید... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
هلناز
هلناز
در error

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ.ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ.ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻢ.ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ.ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ.ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ! سلامتی همه دخترای با محبت ♥♥♥

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
مونا راد
مونا راد

وقتی باهام بود بهم می گفت:نترس!من که باهاتم!این اواخر وقتی می دونست میخواد بره؛می گفت:نترس...تنهایی که ترس نداره...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
مونا راد
مونا راد

هوا بارانی بود و من از پشت پنجره قطرهای بارانی را که به شیشه می خورد رو نگاه می کردم. مسابقه ی عجیبی بود .هر قطره سعی میکرد زودتر از بقیه به پایین شیشه برسه حتی در بین راهش قطره های دیگر را در خودش حل میکرد وسریعتر به راهش ادامه میداد .درست مثل مسابقه ی زندگی که همه میخوان زودتر به هدفشون برسن ولی چه خوب میشد به جای زمین زدن همدیگه دست همو میگرفتیم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
الهــــ ه
3zuwa5dcl123edlan4mq.jpg الهــــ ه

تو هند به يه دختر تجاوز شد اين اقاي نسبتا محترم كودن ِ ابله ِ مغز نشاسته اي ِ جلبك ِ تك سلولي اينو گفته : (ديدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧
✧ღ✘şɧ∂đɨ✘ღ✧

این روز ها در خودم به دنبال کلیک راست میگردم، تا از خودم copy بگیرم و کنار خودم paste کنم ... شاید از این تنهایی خلاص شوم ...!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

شـاید بــرایت سـت ایـن هـمه ام ! خـودمانـی بـگویـم ؛ بـه که بـرسی دیـگر فـقط می مانیُــــ و مـیکنی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
✌ ᔕᗩᙢᗩ ✌
توسط موبایل در درد دل ..

به آنهایی فکرکن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه وخداحافظی رانیافتند..به آنهایی فکرکن که درحال خروج ازخانه گفتند،روزخوبی داشته باشی وهرگز روزشان شب نشد..

این ارسال را بازنشر کرده است.
emad
483464_377069485720064_1352682986_n.jpg emad

جایه دیگه واسه نشستن نبود؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
SaMyaR
438892_JWxRx8sw.jpg SaMyaR

داستان ابجی کوچیکه و ابجی بزرگه ...(دلم کباب شد برو دیدگاه)

این ارسال را بازنشر کرده است.