نسترن
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی .
نسترن
کم کم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت. اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
نسترن
ز درد دوست نداشتن هایت گفتم خیانت را تجویز کردند گویا این آسان ترین راه عاشقی است
نسترن
بعضی از اشیا حس دارند … گریه می کنند … مثل بالش من … هرشب غرق اشک است
نسترن
چقدر سـخته که مثـل ِ من ، وقتی داری با صدای ِ بـُلـَند گریـ ـه می کـُنی ؛ یهو مادرت بیاد و با نگرانی بپرسه : چـی شده ...؟ و تو مجبوری وسطِ گریـه ات با صدای بـُلـَند بخندی و بگـی : هیچـی مامان جونم ...
نسترن
شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم …
نسترن
در باز و بسته شد ... حتما باز ، باد شوخی اش گرفته ... ادای آمدنت را در می آورد !
نسترن
و اما نبود دست هایت خود ماجرایی ست که آغازش ، پایان جهان است !!!
نسترن
هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست…
هی….؟
معشوقه ی من….
سلامتی…؟؟؟!!!!
نسترن
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود شب از کرانه دنیای من جدا شده بود که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود...
نسترن
از تو به تو رسیدم ، شدم قلبی و برایت تپیدم ، تا از تپشهای من ، مال تو باشم ، همیشه و همه جا جزئی از وجود تو باشم…
نسترن
بودنت حتی همین قدرمحال تن پوشی ست برعریانی روح خالی ام... باش حتی همین قدردور... حتی همین قدرمحال هرچه هستی باش شاید سهم من ازتوهمین دور و محال بودن است همین خواستن ها نرسیدن ها...!
نسترن
مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی كــــرد؟ اصـــلا" یــــادت هَستـــ كــِــه نیستــَـمــ ...؟!
نسترن
وقتی اولین سیب را ازنگاهت دزدیدم تواینقدرخوب بودی که جیب هایم رانگشتی ومن آنقدرهول شدم که جای سیب دلم را به تو داد
سلوم خانمی
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 58 دقيقه قبلسلام عزیزم.
14 سال و 18 روز و 12 ساعت و 28 دقيقه قبل