نسترن
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش لایق بهترین هایی .
نسترن
کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد! لطفاهی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟! دلتنگی معنی ندارد... درد دارد...
نسترن
نـــــه. . ! الآن نه فعلاً دورت شلوغه... ...تنهات که گذاشتن ، یادـ من می اٌفتی اونوقت دیگه شرمندم... چون احتمآلآً من تنها نیستم!
نسترن
وقتی کاری انجام نمی شه،حتما خیری توش هست وقتی تو زندگیت،زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی،حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند،حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می یاد،داری امتحان پس می دی وقتی همه ی درها به روت بسته می شه، حتماً خدا می خواد پاداش بزرگی بابت صبر و شکیبایی بهت بده وقتی سختی پشت سختی می یاد ،حتماً وقتشه روحت متعالی بشه وقتی دلت تنگ می شه،حتماً وقتشه با خدای خودت تنها باشی
نسترن
دوســــــــت داشتن کســـــی که لایــــ ــ ـــ ــ ـ ـــق دوســـت داشتن نیست اســـراف محـــــبت است
نسترن
رسم زمانه است
اگر نرم باشی تو را له میکنند
اگر خشک باشی تو را میشکنند . .
نسترن
به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید. به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید. به باد گفتم عشق چیست؟ وزید. به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید. به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!
نسترن
من مسئله ای ساده هستم... حل می شوم... روزی در آغوشت...!
نسترن
مردانی را میشناسم که هنگام عصبانیت
داد نمیزنند
ناسزا نمیگویند
نمیزنند
نمیشکنند
...تهمت نمیزنند
کبود نمیکنند
خراب نمیکنند
تنها سیگاری روشن میکنند و در آن میسوزانند تمام خشم خودرا
تا مبادا به کسانی که دوستش میدارند از گل کمتر گفته باشند...
نسترن
تراشکـــــــار ماهـــــــری شده ام بس کـــــــه تـــــــو نیـــــــامدی
و من بـــــــرای دلــــــــم بهانـــــــه تراشیدم
...
نسترن
هیـــــچ گاه به خاطـــــر "هیـــــچ کـــــس" ؛ دســـــت از "ارزشــــهایت" نکـــــش ! چــــون .... زمانــــی که اون فـــــــرد از تــــو دســـــت بکشــــد ، تــــو مــــی مانـــی و یـــک "مـــن " بــــــی ارزش ... !!!
نسترن
ایـن جـا هـاے خـالـے کـه نـبـودنـت را
به رُخـم مـے کـشـنـد
چـه مـے دانـنـد . .
...
فـرهـادتـــ شـده اَم ، بـا تـمـام زنـانـگـے اَم
و چـه شـب هـا کـه
خـواب ِ شـیـریـنـَت را نـمـے بـیـنـَم . . .
نسترن
چشمانت و لبهایت مانند آتش جهنمى است كه مرا در شعله هایش میسوزاندو رازی در آن نهفته است که مرا به دیوانگی و ویرانی می کشاند . . . ...
نسترن
نشانی تو فقط
بغض همه ی سنگ ها و
یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬
و سرخی نشکفته یک خاک٬
پریدن اولین سهره ی بیدار٬
و دستخطی ساده٬ پریده رنگ
از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید.
نشانی تو….
راستی نشانی تو کجاست؟
سلوم خانمی
14 سال و 1 ماه و 8 روز و 20 دقيقه قبلسلام عزیزم.
14 سال و 18 روز و 11 ساعت و 49 دقيقه قبل