حسام(بچه باحال دنبالر)
گرگه حامله میشه بهش میگن چرا حامله شدی ؟ میگه رفتم در خانه شنگول منگول گفتم منم مادرتون باباشون جدی گرفت .
حسام(بچه باحال دنبالر)
پســـــر باید اینقدر ابهت داشته باشه ... که وقتی به دوست دخترش زنگ زد ... دختره بگه : اوه اوه آقامون زنگ زد !!! نه اینکه بگه جوجوى من داره میزنگه !
حسام(بچه باحال دنبالر)
بچه که بودیم با پسر همسایمون خعلی فوتبال بازی میکردیم ... بزرگ شدیم، رفت دانشگاه ... سیبیلشو زد ، فهمیدم دختر بوده ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
یارو سوال پرسیده اگه ۲۴ ساعت گناه آزاد باشه چه گناهی میکنین ؟ . . جوابای ملت کلن شخصیت منو برد زیر سوال چون همش فعالیتای روزمره ی منه !!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
[!] ما دهه هفتادیا با این یکی دستمون اون یکی دستمونو میگرفتیم و میگفتیم از آشناییتون خوشحالم!! بعدشم کلی ذوق مرگ میشدیم و تا نیم ساعت تو راهرو خونه یورتمه میرفتیم الان بچه هه ۶ سالشه ازش میپرسم چه خبر از سارا دخدر مهدتون ؟ میگه باهاش کات کردم ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
آیا از صبح تا شب در اینترنت علاف هستید؟ آیا هر روز شما مثل روزهاى دیگر است؟ آیا هیچ پیشرفتى ندارید؟ . . . . . . . . . . ما هیچ پیشنهادى براى شما نداریم!! خدا شاهده ما هم مثل شماییم
حسام(بچه باحال دنبالر)
تصاویر زننده یک جفت دهه هشتادی شاخ
حسام(بچه باحال دنبالر)
تصور كنین دخترا برن جبهه جنگ : قاصدک ؛ اون دشمن رو تیر بارون كن ... نه حیفه خوشگله دلم نمیاد بكشمش ؛ نمیخوام ! مهسا ؛ اون پسره رو بمبارون كن ... نه شبیه بی افمه نمیتونم بكشمش ! پگاه ؛ تفنگ ها رو پر كن ... باشه ؛ یه لحظه وایسا موهامو ببندم ! رویا ؛ خشاب ها رو بیار ... أه یه سوسک داره رو خشابا را میره ! فاطمه ؛ اون پسره رو بكش ... وای نه نمیتونم خون ببینم ! شیوا : هفت تیرارو پر كن ... اه دیدین چی شد ، ناخنم شكست !