حسام(بچه باحال دنبالر)
داغـــوني اَم از آنجـــا شــــروع شُـــــد کــــه فَهميـــــدَم . . . از ميـــان ايـــــن همــــه "بـــود" مَــن در آرزوي يکــــي اَم کـــه " نَبــــود "
حسام(بچه باحال دنبالر)
دلم ميخواست يکي رو داشتم بعضي وقتا که مردم خستم ميکنن ميومد کنارمو دستاشو مي گذاشت دوطرف صورتم زل ميزد تو چشام ميگفت ؛ بيبين ..تو من و داري .....
حسام(بچه باحال دنبالر)
پــس از مرگم ، مرا در گــورستان سگ ها دفــن كنــيين..... ميــخواهم حــداقل، آنجا مــيان بــاوفايان دنــيا باشم......
حسام(بچه باحال دنبالر)
ميان اين همه نوشته هاي مجازي دلم براي طعم يک سطر دست خط واقعي تنگ شده ست!!!
حسام(بچه باحال دنبالر)
اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي
حسام(بچه باحال دنبالر)
زيبائي فقط در چشمهاي زن نیست،اما آن چه در نگاه اول،مرد را اسیر میکند،فقط چشمهاست
حسام(بچه باحال دنبالر)
کاش ما آدما شبیه قو بودیم که وقتی جفتمون می میره اونقدر فریاد میزدیم تا بمیریم.ولی حیف که ما آدما وقتی جفتمون می میره فریاد می زنیم که نکنه از تنهایی بمبریم
حسام(بچه باحال دنبالر)
برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم : تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است « همچنان دوستت دارم » می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم یادم می آید که می گفتی ساده باش حال ساده می گویم : « دوستت دارم »
حسام(بچه باحال دنبالر)
زندگي يعني بازي. سه ، دو ، يک … سوت داور............ بازي شروع شد!!! دويدي ، دست و پا زدي ، غرق شدي ، دل شکستي ، عاشق شدي ، بي رحم شدي ، مهربان شدي… بچه بودي ، بزرگ شدي ، پير شدي سوت داورــــــ0?ــــــــــ بازي تمام شد... زندگي را باختي اشکاتو پاک کن همسفر گاهي بايد بازي رو باخت اما اينو يادت باشه باز مي شه زندگي رو ساخت
حسام(بچه باحال دنبالر)
چارلي چاپلين: در دنيا جاي کافي براي همه هست پس به جاي اينکه جاي کسي را بگيري سعي کن جاي خودت را پيدا کني
حسام(بچه باحال دنبالر)
قانون تو تنهایی من است . . . . و تنهایی من قانون عشق ! عشق ارمغان دل دادگیست . . . . و این سرنوشت سادگیست ! چه قانون عجیبی . . . . چه ارمغان نجیبی . . . . و چه سرنوشت تلخ و غریبی . . . . که هر بار ستاره های زندگیت را ، با دست های خود راهی آسمان پر ستاره کنی . . . . و خود در تنهایی و سکوت . . . . با چشم های خیس از غرور ، پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی . . . . و خاموش و بی صدا . . . . به شادی ستاره های از تو گشته جدا ، دل خوش کنی . . . . و باز هم تو بمانی و . . . . تنهایی و . . . . دوری . . . . !
حسام(بچه باحال دنبالر)
این من هستم که وفادار خواهم ماند ، این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند! این من هستم که آخرش میسوزم ، این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم