حسام(بچه باحال دنبالر)
مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به او گفت : - می خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید : - نام دختر چیست ؟ مرد جوان گفت : - نامش سامانتا است و در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید و گفت : - من متاسفم به جهت این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت : - مادر من می خواهم ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت : - نگران نباش پسرم . تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی . چون تو پسر او نیستی . . . !
حسام(بچه باحال دنبالر)
توسط پیامک
میدونی بهشت کجاست؟
یک فضای چند وجب در چند وجب بین بازوهای کسی که دوستش داری
حسام(بچه باحال دنبالر)
گـــاهـی از فـکــر کـــردن به تــــو فــــرار مـی کنــم مثــل رد کردن آهنـگی که خـیـلـی دوسـتــش دارم ...
حسام(بچه باحال دنبالر)
میگن پُشت سر مسافر آب بریزی برمیگرده اشــک که از آب زلال تره پس چرا مسافر من برنمی گرده
حسام(بچه باحال دنبالر)
هرچقـدر ميخــواي بـــُــــر بزن... من هــميشه آس مي مونم ....!
حسام(بچه باحال دنبالر)
از قلبم پرسیدم فرق عشق و دوستی چیه؟ قلبم جواب داد: کار من تامین خون بدنه سوالای چرت و پرت از من نپرس !
حسام(بچه باحال دنبالر)
اگر تنها گناهم دوست داشتن توست، تنها گناهیست که توبه نخواهم کرد
حسام(بچه باحال دنبالر)
لحظه هایی هست که دلم واقعاً برایت تنگ می شود.من اسم این لحظه ها را "همیشه" گذاشته ام
حسام(بچه باحال دنبالر)
سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است .............. کارم از گريه گذشته
حسام(بچه باحال دنبالر)
.:: آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!
حسام(بچه باحال دنبالر)
هيچگاه ويتريني نداشتهام تا دلم را در آن به نمايش بگذارم در قامت يک فروشنده دورهگرد عاشق تو شدم از اين روست که تمام خيابانهاي شهر عشق مرا ميشناسند
حسام(بچه باحال دنبالر)
ما واسه هم مثه کتاب میمونيم. وقتی به انتها میرسي میرن سراغ یکی دیگه پس مراقب باش به دست هرکس ورق نخوری
حسام(بچه باحال دنبالر)
کاش بودی و میفهمیدی وقت دلتنگی یک آه چه وزنی دارد! لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد؟! دلتنگی معنی ندارد... درد دارد...
حسام(بچه باحال دنبالر)
میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم
حسام(بچه باحال دنبالر)
تو برای من عشق نمیشوی ، تو برایم آنچه که میخواستم نمیشوی از همان اول هم نباید به تو دل میبستم ، میدانستم روزی تمام میشوی