دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اميررضا

عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر و موسس گروه هنري شاپرك. گروه هنري شاپرك فعاليت هنري خود را در زمينه ت... درباره »
اميررضا
مرد - مجرد
امتیاز: 3179

دنبال‌شدگان

(460 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(424 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.

اميررضا
اميررضا
در میکده

شتر ها 3 دسته هستند: 1.شتری که در خواب بیند پنبه دانه 2.شتری که با بارش گم میشه 3.شتری که درِ خونه همه می خوابه . . .

اميررضا
اميررضا
در میکده

تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسئــــــــــــــــــــــــــولی..... ... زنده یاد خســـــــــــــرو شکیبایی...

اميررضا
اميررضا
در میکده

من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم! دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم! قانون را دوست دارم ولی از پاسبانها می ترسم! عشق را دوست دارم ولی از زنها می ترسم! کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم! سلام رادوست دارم ولی از زبانم می ترسم! من می ترسم پس هستم اینچنین می گذرد روز و روزگارمن! من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم!

اميررضا
اميررضا
در میکده

گز میکند خیابانهای چشم بسته ازبَر را ، میان مردمی که حدودا میخرند و حدودا میفروشند، در بازار بورس چشمها و پیشانی ها و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد...

اميررضا
اميررضا
در میکده

ای دل دهاتــــــــی ، يه کشــک شور بســـاز کـه قنـد شهــر دروغــی بیــش نیســت!

اميررضا
اميررضا

@MaRyaM چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان، نه به دستی ظرفی را چرک میکنند، نه به حرفی دلی را آلوده ، تنها به شمعی قانعند واندکی سکوت ...

اميررضا
اميررضا
در میکده

خواستی دیگر نباشی ، ... چه با اراده !!! لعنت به دبستانـــی که تو از درسهایش ، فقط تصمیــم کبــری را آموختـــی ................!!!

اميررضا
اميررضا
در میکده

نهایت تنهایی مترسک بودن است در دشتی که غروبش هم با حضور سیاه کلاغ ها معنا شده............ وحالا............ تنهایی منم از آنجا شروع شد که فهمیدم از میان این همه "بود" من در آرزوی یکی ام که " نبود ".......

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اميررضا
اميررضا
در میکده

به چه میخندی تو...؟؟ به مفهوم غم انگیز جدایی....؟؟ به چه چیز...؟؟ ... به شکست دل من؟؟ یا به پیروزی خویش...؟؟ به چه میخندی تو....؟؟ به نگاهم که مستانه تورا باور کرد...؟؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد..؟؟ به چه میخندی تو...؟؟ به دل ساده ی من میخندی...؟ خنده دار است بخند....

اميررضا
27239.jpeg اميررضا
در میکده

تقدیم به کسانی قدر پدر و مادرانشون رو میدونن و حق اونا رو بخوبی ادا می کنن ---- فرزند عزیزم:

اميررضا
اميررضا
در میکده

آب آلــــوده ، هوای آلـــوده ،شهر آلــــوده ،زندگی آلـــوده ،آدم های آلـــوده! از این به بعد لطفا فقط در مورد چیزهایی صحبت كنید كه آلـــوده نیست!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
اميررضا
اميررضا
در میکده

اشعه ی خورشید تا متمرکز نشود، قادر به سوزاندن نیست.. خوب نگاه کن حتی زیبایی نیز در با هم بودن است ...

اميررضا
اميررضا

@باران هر جا چراغی روشنه هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ،ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه ،اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه، هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه، جایی که من تنها شدم شب قبله گاه آخره ، اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره ،من ماه میبینم هنوز این کور سوی روشن و ،اینقدر سو سو میزنم شاید یه شب دیدی من و ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
اميررضا
اميررضا
در میکده

زیادی دیر کرده ای. این بار... نیامدنت را گردنِ چه چیزی می اندازی ؟ ساعت ؟ یا جاده ؟ من پشت پنجره مراقب هردو آن ها هستم اما اگر دستانِ او مانع نیامدنت شده مرا ببخش کاری از دستِ من بر نمی آید...