دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اميررضا

عضو انجمن بازيگران خانه تئاتر و موسس گروه هنري شاپرك. گروه هنري شاپرك فعاليت هنري خود را در زمينه ت... درباره »
اميررضا
مرد - مجرد
امتیاز: 3179

دنبال‌شدگان

(460 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(424 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

اميررضا
اميررضا
توسط موبایل

از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.

اميررضا
اميررضا
در میکده

در یخچال ارتباط مستقیم با حال و روحیه آدم داره : وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی وقتی نمیدونی چته میری در یخچال و وا میکنی اَصَن باز کردن الکی در یخچال یه حالی میده.

اميررضا
اميررضا
در میکده

تنهایی ام را کســی شریک نیست ، مطمــــئن باش دستِ احتــــیاج به سمت ِتــــو که هیـــچ ... به سمت ِ خودم هم دراز نخواهم کرد شایـــد کــه تنهایی هایم از تنهایی دق کنــــد.

اميررضا
اميررضا
در میکده

به خانه مي رفت با كيف و با كلاهی كه بر هوا بود. چيزي دزديدي ؟ مادرش پرسيد .دعوا كردي باز؟ پدرش گفت. و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد به دنبال آن چيز كه در دل پنهان كرده بود. تنها مادربزرگش ديد گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش و خنديده بود ...

اميررضا
اميررضا
در میکده

ما چرامی بینیم؟ ما چرا می فهمیم ؟ما چرا می پرسیم ؟ مگس هم می بینه گاو هم میبینه می بینه كه چی بشه ؟ كه مگس به جای قند نشینه رو منقار شونه به سر ،گاو به جای گوساله اش كره خر رو لیس نزنه، بز بتونه از دور بزغالشو بشناسه ،خیلی هم خوبه كه ما می بینیم ورنه خوب كفشامون لنگه به لنگه می شد ،اگه ما نمی دیدیم از كجا می فهمیدیم كه سفید یعنی چه ؟ كه سیاه یعنی چی؟ سرمون تاق می خورد به در ؟ پامون می گرفت به سنگ ،از كجا می دونستیم بوته ای كه زیر پامون له می شه كلم یا گل سرخ ؟

اميررضا
اميررضا
در میکده

خدا , تو جوانه انجیره خدا , تو چشم پروانه است وقتی از روزنه پیله اولین نگاهش به جهان می افته... خدا بزرگتر از توصیف انبیاست، بام ذهن آدمی , حیات خانه خداست, خدا به من نزدیکه , همین قدر که تو از من دوری!

اميررضا
اميررضا
در میکده

حقیقت یه لحظه ست: تفسیر یک تعبیره نمی شه یه لحظه رو کشش بدیم؟ کش به درد تنبون " کانت " میخوره! کش یعنی سردرد ! کش یعنی سیگار , کش یعنی تکرار , کش یعنی لیسیدن یک کاغذ بی مصرف که یه روز لای اون شکلات پیچیده بود.

اميررضا
اميررضا
در میکده

نازی جان .... مرغ عشق از قفسش دررفته، شیرین خانم تو حموم سونا حوصلش سر رفته، اون هم فرهادش دیش شو داده به اسمال آقا، جاش یه دیزی خورده بی نعنا , بی نعناع

اميررضا
اميررضا
در میکده

ما چرا می بینیم؟ ما چرا می فهمیم؟ ما چرا می پرسیم؟ خودتو میشناسی؟ من خودم یک سایه م. منو چی؟ یادت می آم؟ سایه ای در سایۀ یک سایه. چت شده یهوکی؟ چیزی نیست! تو سرم, تو سرم, روی شاخ ممکن , بوف کور میخونه , اون ورش تو جادهء ناممکن برف ریز می باره تو هستی پیچ اضافی آوردم نمی دونم اون پیچ مال بودِ یا نبود؟! گمونم باز فلسفم عود کرده! آخ خدا مرگم بده! "هِگِلِت"؟ نه بابا ! "هگل" رو یه بار عمل کردمَُ رفت پی کارش, با پول گوشواره های تو و عینک ته استکانی خودم! سرت خارش نداره؟ نمی خوای شاخ در آری؟ مگه من کرگدنم؟ آدمی چون عاقله به شاخ نیازی نداره! البته یادم هست این که ما مستعد تبدیلیم. نگاه کن! منو فرشته می بینی؟ نه بابا! تو آدمی رنگ چشمم؟ میشی قد؟ قد یه سرو! اصل و تبار ایرانی. ما چرا دماغمون پنگوله؟ رنگمون قهوه ایه , پاهامون باریکه؟ چون که از نژاد زرتشت هستیم.

اميررضا
اميررضا

نه , نه ، به کفر من نترس، نترس کافر نمی شوم هرگز ، زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم .

اميررضا
اميررضا
در میکده

نه , نه ، به کفر من نترس، نترس کافر نمی شوم هرگز ، زیرا به نمی دانم های خود ایمان دارم .

اميررضا
اميررضا
در میکده

اشتباه نکن…!! بیشتر از آنکه دلم تنگ باشد… برای تو…… برای آن منی که تو را نمیشناخت… تنگ است…!!

اميررضا
b46dbe3fc740aac245af7dfecc54c7d9-300.jpeg اميررضا
در میکده

خدایا... دستانـی را در دستانم قـرار بده که پاهایش با دیگـری پیش نرود...!

اميررضا
اميررضا
در میکده

مـــــن دهــقــانِ فــداکــاری شــده ام کــه تــمــام وجـــــودش را روبرویت بــه آتــش کــشـیــده، و تـــو قــطاری که چشم ِ دیدن مرا ندارد...

اميررضا
اميررضا

@باران من از اين زندگي مسخره هيچي نميخوام /جز يه پيانو و يه حنجزه هيچي نمي خواهم /هرچي خواستم ، نه ، به هرچي كه نخواستم رسيدم /حالا جز عمره گره تو گره هيچي نميخوام/ هيچكي يادداشتام و هيچ وقت ننوشت و ديگه من،/ از تو هم، دفتر بي خاطره هيچي نميخوام /تا سر از خاطره دستاي رنگي درارم، /جز قلم وقتي پر از جوهرِ هيچي نميخوام/ نبين از عشقاي تو بچگي هيچي نميگم/ جز تو و بادكنك و سرسره هيچي نميخوام /تيكه چوبي باشه، اسب كودكي هاي منه /باد اگه ميوزه، جز فرفره هيچي نميخوام من از اين زندگي مسخره هيچي نميخوام جز يه پيانو يه حنجره هيچي نميخوام وقتي از بي تپشي دنيا عقيم واسه من /غير عشق، اين تپش باكره هيچي نميخوام /بي چشاي تو به جز آينه و چشماي خودم/ كه تو بارونه جدائي، تره، هيچي نميخوام/ توي شعر اون كه با من زندگي كرده دلمه/ جز جوون موندن اين شاعره هيچي نمخوام /هي ميپرسن چي ميخواي ؟ اون كه ميخوام نيست اما باز، /انگاري گوش خلايق كَره هيچي نميخوام /بس كه مردم رو صليبِ ستم بي خبرا /غير عيسائي از اين ناصره هيچي نميخوام /من از اين زندگي مسخره هيچي نميخوام /جز يه پيانو و يه حنجزه هيچي نميخوام...

اميررضا
اميررضا
در میکده

تـمـام سـیگـارهـای دنـیـا را هـم کـه دود کـنـی تـنـهـایـیـت تـوجـه هـیـچـکـسـی...را جـلـب نـخـواهـد کـرد جـز پـیـرمـرد سـیـگـار فـروش...