اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
قصـــه ی اصحـــــاب كهـــــف یـــــك شــــوخیـــــست ! اینـــجــــا یــــك روز كــــه بخــــوابـــــی همــــــه تـــــو را از یــــــاد میبــــرنــــد ...
اميررضا
دلم درد می کند، انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی . . .
اميررضا
مونده بودم تو عبور از برزخ .... بین مرز قفس و آزادی .... این تو بودی که منو فهمیدی ...تو همونی که نجاتم دادی
اميررضا
یه وقتایی انقدر حالم بده ... که میپرسم از هر کسی حالتو...
اميررضا
برای من همین خــوبـه .... بدونی بـی تـو نــابودم .... اگه جایـی اَزت گفـتـن .... بگم من عاشقش بودم
اميررضا
حرف که می زنی.... ملودی واژههایت دلم را به رقص وامی دارد .... آهنگ موزون کلامت ... خیال را به پایکوبی می طلبد .....
اميررضا
تو دونسته بودي چه خوشباورم من .....شكفتي و گفتي از عشق پرپرم من..... تا گفتم كي هستي تو گفتي يه بيتاب...... تا گفتم دلت كو تو گفتي كه درياب..... قسم خوردي بر ماه كه عاشقتريني ....تو يك جمع عاشق تو صادقتريني .....همون لحظه ابري رخ ماه رو آشفت .....به خود گفتم اي واي مبادا دروغ گفت .....................
اميررضا
تو اين زمونه با كسي افسانه دل سر نكن..... هر كي ميگه دوست دارم دروغ ميگه باور نكن ..... با تو ديگه هر كي بخواد دست وفاداري بده .....تو دست ديگش خنجره، تا دسته تو قلبت زده ......روز كه ميري به وعده گاه كسي به پيشواز نمياد ......شب از توي كوچه ديگه صداي آواز نمياد ......حالا ديگه آينه هم داره بهت دروغ ميگه اي ......اي قلب نااميده من عاشق شدن بسه ديگه....
اميررضا
تقصیر از خودم بود ! دست کلید علاقه که گم شد باید قفل تمام آرزو ها را عوض می کردم...
اميررضا
آهــــــای آدمهــــا : خاطـــــــره سازی نکــــــنید !.. روزی تمـــــــام خـــــــــاطره ها را آه می کشید !
اميررضا
لعنت به همه راههایی که عرضه ندارند تو را به من برسانند !!! من حواس فاصله ها را پرت می کنم ؛ تو فقط بیا ...
اميررضا
تو 10 سالگي: " مامان ، بابا عاشقتونم" تو 15 سالگي: " ولم کنين " ... تو 20 سالگي: " مامان و بابا هميشه ميرن رو اعصابم" ... ... ... تو 25 سالگي: " بايد از اين خونه بزنم بيرون" تو 30 سالگي: " حق با شما بود" تو 35 سالگي: "ميخوام برم خونه پدر و مادرم " تو 40 سالگي: " نميخوام پدر و مادرم رو از دست بدم" تو هفتاد سالگي: " من حاضرم همه زندگيم رو بدم تا پدر و مادرم الان اينجا باشن ...
اميررضا
نیاز نیست آدمها رو امتحان کنید.... کمی صبر کنید خودشون امتحانشون رو پس میدن
اميررضا
شب ها رو به پهلو مي خوابم و پاهايم را در شكم جمع ميكنم . . . " درست مثال يك جنين !! " به اين اميد كه فردا دوباره متولد ميشوم . . . . ولی در عجبم . كه سالهاست ، بستر مرا آبستن است و من ، گستاخانه ، . . . . . . . " نه سقط میشوم . . . نه متولد . . . !!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 32 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 27 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 25 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 15 ساعت و 18 دقيقه قبل