اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
خدایا در انجماد نگاه های سرد این مردم ، دلم برای جهنمت تنگ شده است !
اميررضا
می گویند، دلتنگ نباشم! خدای من... انگار به آب می گویند خیس نباش...!
اميررضا
اینجا زمین است....... زمین گرد است.. تویی كه مرا دور میزنی ، فردا كه به خودم خواهی رسید؛ حال و روزت دیدنیست!
اميررضا
مدتهاست باتو، درخودم.. . زندگى مى كنم...
اميررضا
آهای فرهاد ..... کوه کندن را بی خیال شو برگرد بدبخت ! این شبها ، شیرینت با مجنون همخانه شده !!!
اميررضا
سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند ! من را انتخاب کرد ... دستی به تنه ام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکم تر ... به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود ! سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ... ... مرا رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ... خشک شدم ...
اميررضا
هیچ وقت " بی خداحافظ " کسی را ترک نکن.. نمی دانی.. چه درد بدی است پیر شدن در خم کوچه های " بی خداحافظ "!
اميررضا
دلواپسیهایم را خلاصه کردهام در لورازپامهای بیخاصیت که خواب را شرطی کردهاند اما تو را نه .
اميررضا
به نسل های بعدی بگویید: نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز...نسل ما خود ِ پیاز بود که هرکی دیدمون، گریه کرد......
اميررضا
دروغ کـه مـی گـــویــی چشـــم هایــت پـُـر از پســـر بــچـــه مـی شـــود دروغ کـه مـی گـویـــی یــک چیـــزی کُـنـــج مَــردُمـَـک ات مهـــــربـانـی ام را تحـــریـک مــی کنـــد تـا بـــرای پســــر بچـــه هـای چِـشــــم هایــت شکـــلات و پنجــــره بیــاورم تــا بــی تــرس ِ ســــرزنــش شیشـــه ها را بشکنـــی بـِیـــن بــــازی هیـــچ مـی دانستــــی دروغ که مــی گویــــی چــه چشــــم های عــزیـــزی تـــوی صــورتـــت داری؟!
اميررضا
یوسفی هم که برگشت به کنعان اش استثنا بود ! تو غمت روبخور...
اميررضا
واسه عاشقی نه لازمه شاعر باشی نه لازمه فرهاد باشی و کوه بکنی !یکم شعور داشته باشی کافیه...
اميررضا
اینجا ... تا چشم کار می کـند ... جای توووووووووو خالیست ...
اميررضا
انگار.. خشت اول کــج بوده !... که وقتی حرف آخــــر را ...زدی.... شانــه ام لرزیــد و... خراب شدم... !!!!
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 8 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 6 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 54 دقيقه قبل