اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
ســـر ســـری رد شـــو و زنـدگـــی کـــن ، دقــــت ….. “د ق ت ” مــی دهـد ، از مـــا گــفـتـن بود…………!!!!!!!!
اميررضا
با کوچه اواز رفتن نيست .....فانوس رفاقت روشن نيست ......
اميررضا
من و تو برای رسیدن به هم ، هیچ چیزی کم نداریم ، به غیر از یک معجزه!
اميررضا
از خیالم خواهی رفت...اگر دست از پا خطا کنی...! راحتِ راحت....مثل یک خواب..! ...
اميررضا
چیزی که بیشتر از همه عشق را تباه می کند ، این است که یک دفعه متوجه می شوی ، رفتار مقبول سابقت دیگر مضحک شده است .
اميررضا
هر رفاقتی را ساده باور نکنید ... دنیا بیرحم تر از این حرف هاست !!! حتی مسیح هم ... شام آخر داشت !!! حتی مسیح هم ... شب آخر ...
اميررضا
شراب هم به مستی من حسادت میکند، آنگاه که خمار دیدن تو میشوم
اميررضا
\"آدم ها\" لالت می کنند... .. بعد هی می پرسند... چرا حرف نمی زنی ...؟؟! ... این خند دار ترین نمایشنامه ی دنیاست ...!
اميررضا
پیرمردی گرسنه و بیمار گوشه ی قهوه خانه ای می خفت رادیو باز بود و گوینده از مضرات پرخوری می گفت!
اميررضا
هر کی رو دوست داشتم دوستم نداشت هر کی رو دوست نداشتم میاومد میگفت: - تشنهت نيست؟ تا يه روز فهميدم همه دنيا با اين همه اِهِن و تِلوپش فقط دو رویِ يه سکهست، من سکه رو گرفتم انداختم تو يه آب رَوون، رفت که رفت!
اميررضا
مرد هزار چهره سينماي ايران.... اكبر عبدي.
اميررضا
می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ... بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود و معنای خداحافـظ، تا فردا بود.
اميررضا
هر بار می شود وقتی که بدنیا می ای دستانت را بشویی، تنت را عطر بزنی، کروات زده و شیک بیای سر راهم ، با یک گل بگویی چقدر برایم اشنا هستید !... و من لبخند بزنم فقط لبخند بزنم مثل همیشه چونان مترسکی... فرزانه. آ
اميررضا
آشق. از این به بعد اینگونه بنویسید! چون همیشه سرش کلاه میرود. یک عاشق...
اميررضا
یکصدو بیست وچهار هزار پیامبر یا بیشتر... با معجزه یا بی معجزه... با کتاب یا بدون کتاب.. فرقی نمیکند... سیب هنوز هم شیرین است.. هنوزم هم آدم ، بهشت را به لبخند حوا میفروشد..
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 6 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 3 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 20 ساعت و 51 دقيقه قبل