اميررضا
توسط موبایل
از خنده های ظاهری ام تا ظاهر خنده دار ترم که بگذریم فقر در قامت پانتومیم به ارضای جیب خالی هیچ دلقکی قد نمیدهد، مادامیکه اجتماع همیشه برای درد های خنده دار رژیمی هورا میکشد... یک جای کار دردهای پست مدرن میلنگد، یک جای زخم ها با مرهم جور در نمی آید، تف میکنی به آبروی هرچه که خواستن اش خنده دار تر است. باید بخندانی تا باور جیب خالی ات را عوض کنی، مبادا عذابی را در وجدان اجتماع رزرو کنی، باید آنقدر در جلد خنده هایت فرو روی، گه ایمان بیاوری تو تنها سمبل دردخایی هستی که وجدان جمعی جامعه در تو به ودیعه گذاشته است.
اميررضا
من اناری را، می کنم دانه، و به دل می گویم: خوب بود این مردم، دانه های دلشان پیدا بود. می پرد در چشمم آب انار: اشک می ریزم...
اميررضا
در میان شلوغی شهر به دنبال كسی می گشتم كه با دلش ... دلم را نوازش كند ! غافل از آنكه در این شهر شلوغ ... سال هاست كه دل ها شیشه های شكسته ای بودند که هم زمان با نوازش دلم دلم را زخمی می كردند!
اميررضا
حکایت من حکایت کسی بود که عاشق دریا بود....اما قایق نداشت... دلباخته سفر بود... اما همسفر نداشت... حکایت کسی بود که زجر کشید....اما ضجه نزد... زخم داشت... اما ننالید... گریه کرد...اما اشک نریخت... حکایت من حکایت کسی بود که پر از فریاد بود..اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود....
اميررضا
بیابانی است زندگی که ، نبودنت را ، دلشوره می زنم ، پس از هر اشک بارانی!
اميررضا
تا حالا دقت کردید راننده تاکسی هایی که بیشتر باهات گرم میگیرن و حرف میزنن، کرایه بیشتری میگیرن و تو هم روت نمیشه چیزی بگی !!!
اميررضا
من و تو ناگزیرِ از هم از این تکرار بیهوده .... که تنها لحظه ی عادت تمامِ جرم ما بوده .... کنار هم ولی دلتنگ چه سرد و بی صدا موندیم........ نفهمیدیم کجا و کِی. میونِ قصه جا موندیم.... نگاهامون گریزونن از این لبخند تکراری ..... باید دلسوزِ هم باشیم تو قانونِ خود آزاری..... تو چشمامون پُر از تحریر ، دلامون همنشینِ غم..... تو دنیایی پُر از سازش ، پُر از تنهاییِ با هم .... من و تو با هم غریبیم، زیر این سقف شکسته..... وقتی که دستای عادت پَر و بالمونو بسته ....خیلی وقته که بریدیم واسه هم حرفی نداریم...... با همه تلخی می مونیم اما دَم برنمیاریم........ نه این ویرونه کاشونه ست .... نه تو لیلی نه من مجنون..... نه موندن چاره ی کاره .... نه می شه دل برید آسون.... باید از نو گذشت اما .... نداریم طاقت دوری..... تا کِی می شه کنار اومد..... با این خوشبختیِ سوری ؟؟؟؟
اميررضا
براي استاد حسن كسائي دعا كنيد...
اميررضا
من و تو ناگزیرِ از هم از این تکرار بیهوده .... که تنها لحظه ی عادت تمامِ جرم ما بوده .... کنار هم ولی دلتنگ چه سرد و بی صدا موندیم........ نفهمیدیم کجا و کِی. میونِ قصه جا موندیم.... نگاهامون گریزونن از این لبخند تکراری ..... باید دلسوزِ هم باشیم تو قانونِ خود آزاری..... تو چشمامون پُر از تحریر ، دلامون همنشینِ غم..... تو دنیایی پُر از سازش ، پُر از تنهاییِ با هم .... من و تو با هم غریبیم، زیر این سقف شکسته..... وقتی که دستای عادت پَر و بالمونو بسته ....خیلی وقته که بریدیم واسه هم حرفی نداریم...... با همه تلخی می مونیم اما دَم برنمیاریم........ نه این ویرونه کاشونه ست .... نه تو لیلی نه من مجنون..... نه موندن چاره ی کاره .... نه می شه دل برید آسون.... باید از نو گذشت اما .... نداریم طاقت دوری..... تا کِی می شه کنار اومد..... با این خوشبختیِ سوری ؟؟؟؟
اميررضا
هیچ وقت اخلاق گند کسی رو به خاطر قیافه ی خوبش تحمل نکن . کلاغ مهربون به از گربه ی وحشی …
اميررضا
قصدم فقط یک بوسه ی محرمانه بود .... و لبانت فاشم کرد.
اميررضا
اینكه دیگران ما را آدم حساب نكنند یك چیز است،اما اینكه مـا خودمان را آدم حساب نكنیم یـك چیز دیگر است....
اميررضا
دیگه نه طاقت دوباره شکستن و دارم ،... نه حس دوباره ساختــــن!!
اميررضا
لبخند همه مان کمی مشکوک است مونالیزا ، همه مان بار داریم ، و نمی دانیم در دل مان چیست ، همه مان آویزانیم و چشم به راه خریدارانیم ، لبخند همه مان کمی مشکوک است ، خالق مان داوینچی نبود.
غصه ؟ من؟
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 47 دقيقه قبل توسط موبایلگفتم اشتباه شده ها
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 44 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبل توسط موبایلبا سرعت مناسب از كوچه علي چپ عبور كنيد
13 سال و 3 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 40 دقيقه قبل توسط موبایلانقدر غمو دیدم برای من شخصا دیگه کلمشم خنده دار شده
13 سال و 3 ماه و 9 روز و 15 ساعت و 33 دقيقه قبل