sahar
تو یه پاساژ راه میرفتم که خوردم به یه نفر افتاد زمین سریع بلند شدم و گفتم ببخشید. خواستم کمک کنم بلند شه دیدم از این مجسمه های مانکنه. دیدم یه یارو داره نگاه میکنه و یه لبخند هم رو لباشه بهش گفتم خنده داره فکر کردم آدمه. خوب که دیدم اونم یه مانکن دیگه است
sahar
فقط ساده سلام میکنی بوی عشق سوخته ام دوباره تنهاییم را پر میکند...فقط ساده سلام کرده بودی ها همین!!
SAЯAܓܨ
انقدررسم وفامرده که ترسم لیلی هم روزی اگر زنده شود یادی زمجنون نکند
@˙•٠•●✿ ЯΘZі†Ǻ ✿●•٠•˙
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 13 دقيقه قبلاها اره...
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 2 دقيقه قبل توسط آندروید(: ...
13 سال و 2 ماه و 27 روز و 5 ساعت و 52 دقيقه قبلزندگیم هَمینهِ . . .
حالا بیا یکم ، یه ذره #کوتاه بیا ...

13 سال و 2 ماه و 27 روز و 2 ساعت و 3 دقيقه قبلیه جور دیگه بنویس ... شاید یکی یه #لبخند زد ... #دلش یه ذره آروم شد ...
#شاید به همین #سبب ... #مادربزرگِ قصه دوباره قلمش رو از نو نوشت و قصه رو یه جوری دیگه واست به تصویر کشید ...
#خدا را چه دیدی ...