دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

•▪●۩ اسی ۩●▪•

بسم الله الرحمن ارحيم*** إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ... درباره »
•▪●۩ اسی ۩●▪•
مرد - متاهل
امتیاز: 3702.8

دنبال‌شدگان

(241 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

در سرزمینی که سایه آدم های کوچک، بزرگ شود در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!!

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

آرش گفت : زمین کوچک است. تیر و کمانی می خواهم تا جهان را بزرگ کنم. به آفرید گفت : بیا عاشق شویم. جهان بزرگ خواهد شد، بی تیر و بی کمان......

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

لحظه ها می گذرند آنچه می ماند در خاطره ها خاطره است وای اگر تلخ کنند از ما یاد.....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
daylight-savings-time.jpg •▪●۩ اسی ۩●▪•

بدون شرح .

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

گر که عاشق پیشه ای از بهر یار کن تو پس خود توت فرنگی را به بار گر که خواهی آن نسوزاند گلو پس بیا و بار کن طعم هلو چایی و یک کاسه قند قالبی. در کنار دود طعم طالبی سوسک گردد پیش قد تو نگار طعم آلو آلبالو کاهو خیار این چه گفتم ذره ای از بحر بود داشفنر این ها به یک شب می سرود

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه . . . . . . . چطوری پنجره ی درگیر؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

عکس روی ناصرالدین طرح تو بس طرب خیزد ز کار شرح تو وه چه موزون است پای جام تو وه چه سنگین است های کام تو طعم تنباکوت به از لعل یار طالبی و قهوه و سیب و انار وقت گرما یخ کند نعنای تو تا گلو سوزد ز هر یک های تو بین یاران و رخ ماه حبیب بهتر آن بارش کنی طعم دو سیب گر که سنگین کاری و سنگین مرام نسکافه با قهوه ی مشکین به کام

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

بشنو از قلیان حکایت می کند از خماری ها شکایت می کند نامه ام با نام قل آغاز کن ای تو دل در دود او پرواز کن خسته ام از زخم های روزگار می نشینم پای قلیون بر قرار ای زغالت چون دلم آتش به سر ای پک اول ز تو بس کار گر این کلاه نقره ی فویل تو چیست؟ چاق گردان دم گرم تو کیست؟ ای فدای آن خم باریک تو مست توی لوله ی تاریک تو ای که پیچ و تاب دارد لوله ات حلقه ی مشتی بیارد لوله ات ای که کامت خوش گوارا تر ز قند ای شلنگت بند پای در کمند

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

خـسـتـه ام از دیـدن ایـن شـوره زار چـشـم شـقـایـق نـگـرم آرزوســـت......

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست . ديگر دلم هواي سرودن نمي کند ......

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اگر کينه نبود قلبها تمام حجم خود را در اختيار عشق ميگذاشتند من با دستانی که زخم خورده توست گیسوان بلند تو را نوازش ميکردم و تو سنگی را که من به شيشه ات زده بودم به يادگار نگه ميداشتی و ما پيمانه هايمان را در تمام شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان می نوشيديم

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اگر عشق نبود به کدامين بهانه می گريستيم و می خنديديم؟ کدام لحظه ناياب را انديشه ميکرديم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آورديم؟ آری! بيگمان پيش از اينها مرده بوديم....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اگر مرگ نبود همه کافر بودند و زندگی بی ارزشترين کالا بود ترس نبود،زيبايی نبود و خوبی هم، شايد.....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اگر همه ثروت داشتند دلها سکه را بيش از خدا نمي پرستيدند و يکنفر در کنار خيابان خواب گندم نميديد تا ديگری از سر جوانمردی بي ارزشترين سکه اش را نثار او کند اما بی گمان صفا و سادگی ميمرد،.....

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

اگر خواب حقيقت داشت هميشه با تو در کنار آن ساحل سبز لبريز از ناباوری بودم هيچ رنجی بدون گنج نبود اما گنجها شايد، بدون رنج بودند...