•▪●۩ اسی ۩●▪•
عاشق سینه چاک می باید در فراق و جدایی از معشوقش جدا نباشد... در زمان هایی که نمی بیندش، ناله سر کند و در وصال تنها نظاره... در دوری فریاد برآوردن و در لحظه ی رسیدن تنها نگاه دوختن و فرصت را غنیمت شمردن و محو شدن در او، شیوه ی دلباختگان است..
•▪●۩ اسی ۩●▪•
غمگینم به خاطر غم دیگران؛ انسان های تنهایی که جزء خدا کسی ندارند تا درد دلٍ بی تابشان را چو من با او گویند... و این است سرگذشت انسان، انسانِ عاشق آفریده شده ی خدا... و همیشه عشق در جدایی معنا می یابد...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
در این میان هرچه انسان از دنیای فراموشی بیشتر فاصله می گیرد، تنهاتر می شود و هر چه روح فراخ تر می گردد، غمگین تر می شود و محزون تر ... سر در گریبان غم و چشم در افق دوردست خدا کرده ام و از این فاصله می نالم...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
در این میان هرچه انسان از دنیای فراموشی بیشتر فاصله می گیرد، تنهاتر می شود و هر چه روح فراخ تر می گردد، غمگین تر می شود و محزون تر ... سر در گریبان غم و چشم در افق دوردست خدا کرده ام و از این فاصله می نالم...
•▪●۩ اسی ۩●▪•
ندایی می آید، ندایی آسمانی... از سوی خدایم می آید... ندای نوید صبح زندگی ام می آید... عشقی نهفته در درونم از غربت و تنهایی در پی این ندای ملکوتی برون می آید... ندایی می آید، از آسمان می آید... از سوی خدایم عشقی به امانت دارد... سر در گریبان خود داشتم که ناگاه این ندای زیبا را شنیدم، نه دیدم، احساسش کردم... آیا این همان ندایی است که مرا سوی خدا کشاند؟.