كيسه كوچك چای تمام عمر دلباخته ليوان بود ، ولى هر بار كه حرف دلش را ميزد ، صدايش در آب جوش ميسوخت ، كيسه كوچك چاى با يك تيكه نخ رفت ته ليوان حرف دلش را آهسته گفت ليوان سرخ شد
@*محـمــدامـیـنــــــ * ما پیغام دوست داشتنمان را با دود آتش به هم میرسانیم، نمیدانم آنجا براي تو تكه چوبی هست یا نه؟ من اینجا جنگلی را برایت به آتش كشیده ام .
@گـلـپــری يه روز ستاره آرزوها از آسمون اومد پايين و گفت: آرزو كن. من تو رو خواستم! ستاره آرزوها گفت: نميشه! گفتم: چرا؟ گفت: ما تو كار جنس بنجل نيستيم!!!!!!