يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

14 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 32 دقيقه قبلسلام بی معرفت چرا پستاما لایک نمیکنی
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 28 دقيقه قبلنبودم الی جون تازه اومدم
رفته بودم 
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 25 دقيقه قبلنوش جون بدو حالا لایک کن
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبلاومدم
14 سال و 10 ماه و 18 روز و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل