یک نفر همره باد ... آن یکی همسفر شعر و شمیم... یک نفر #خسته از این دغدغه ها ،آن یکی منتظر بوی نسیم... همه هستیم در این شهر شلوغ، این کفایت که همه #یاد همیم...
وقتی دیدم آرامش برکه را در سکوت مهتاب ، هم آوایی زمین را با زمزمه ی آفتاب ، نوازش علفزار را با دست های مهربان باد ، رستن جوانه ای نازک و نرمین را از دل خاک ، تازه دریافتم عمق تهی بودن وازه هایم را از #احساس ....


14 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 45 دقيقه قبلسلام ............
سلام عزیزم خوبی ؟
14 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 26 دقيقه قبلمرسی عزیز ، امیدوارم تو هم خو ب باشی .
14 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 20 دقيقه قبل
14 سال و 11 ماه و 16 روز و 1 ساعت و 15 دقيقه قبل