•▪●۩ اسی ۩●▪•
یه روز با رفیقم داشتیم تو خیابون قدم میزدیم . اون موقع هایی بود که تازه بنز های پلیس اومده بود . پلیسه پشت بنز یادش رفته بود بلندگوی ماشین رو خاموش کنه . فکر کنید تو ترافیک : “محمد زنو رو ببین چه دافیه - کجا ؟ - اونا کنار ماکسیماهه !”" زنه برگشت ، با دستش یه حرکت خاک بر سری نشون پلیسه داد ، یارو کپ کرد . مردم بودن که سر تکون میدادن .
•▪●۩ اسی ۩●▪•
خدا شونه هامون رو فقط برای اینکه کوله بار غممون رو روش بذاریم نیافریده آفریده که بعضی وقتها بندازیشمون بالا و بگیم : "به من چه !"
•▪●۩ اسی ۩●▪•
@golpari داشت آب جوش میریخت توی باغچه! بهش میگن: چرا آب جوش میریزی تو باغچه؟؟ میگه: آخه چای کاشتم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
تقصیر ما نیست بر روی حرف هایمان نمی مانیم. ما در زمینی زندگی میکنیم که روزی دوبار خودش را دور می زند !