•▪●۩ اسی ۩●▪•
ببار ای ابر دلتنگی بشوی از گونه های من غبار بی کسیها را از این دنیا چه دیدم من؟ به جز اندوه تنهایی
•▪●۩ اسی ۩●▪•
آنها كه شكستند دل كوچك ما را ، دمشان گرم ناديده گرفتند تب عشق و وفا را ، دمشان گرم
•▪●۩ اسی ۩●▪•
کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن ......
•▪●۩ اسی ۩●▪•
همه یاران به فکر خویش و در خویشند. گهی پشت و گهی پیشند ولی در انزوای این دل تنها . چرا یاری ندارم من . که دردم را فرو ریزد دگر هنگامه ی ترکیدن این درد پنهان است
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘چرا من جای او باشم!! همین بهترکه اوخود جای خود بنشسته وتاب تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد‘وگرنه من به جای اوچوبودم!یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل وفرزانه می کردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!! به عرش کبریایی‘با همه صبر خدایی‘تا که می دیدم عزیزنابجایی‘نازبریک ناروا گردیده‘خواری می فروشد‘گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه می کردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!! برای خاطرتنها یکی مجنون صحراگرد بی سامان‘هزاران لیلی نازآفرین را کوبه کوآواره ودیوانه می کردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!! نه طاعت می پذیرفتم‘نه گوش ازبهراستغفاراین بیدادگرها تیزکرده‘پاره پاره درکف زاهد نمایان سجه صد دانه می کردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!! که می دیدم یکی عریان ولرزان‘دیگری پوشیده ازصد جامه رنگین‘زمین وآسمان راواژگون‘مستانه می کردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم!! که درهمسایه چندین گرسنه چند بزمی گرم عیش ونوش می دیدم‘نخستین نعره مستانه را خاموش آندم برلب پیمانه میکردم.
•▪●۩ اسی ۩●▪•
عجب صبری خدا دارد‘اگرمن جای او بودم !! همان اول که اول ظلم رامی دیدم از مخلوق بی وجدان‘جهان را باهمه زیبایی وزشتی به روی یکدگرویرانه می کردم.