دست ها را باز در شب های سرد/ها کنید ای کودکان دوره گرد/مژدگانی،ای خیابان گرد ها/میرسد ته مانده ی بشقاب ها..(وای بر ما که خودمان را به کری و کوری زده ایم)...!!!
@farnaz.kh گاهی دست " خـــودم " را می گیرم،می برم هوا خوری " یــاد " تو هم که همه جا با من است " تنــهایــی " هم که پا به پایم میدود... میبینی؟ وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است ...
قصه گوی شهر ما هرچه گفت دروغ بود...{لیلی...مجنون}...{شیرین...فرهاد}...اینجا آدمهایش آنقدر "نامرد" هستند که فرهادشان با لیلی....مجنونشان با شیرین...میخوابند..