دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

faafaa

چترم باز باشد یا بسته ؟؟؟؟؟؟؟فرقی نمیکند.....بی دوست همیشه خیس بارانم................ درباره »
faafaa
زن - متاهل
امتیاز: 5045

دنبال‌شدگان

(554 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(496 کاربر)

گروه‌ها

(110 گروه)

بازدید

faafaa
faafaa

ناامیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده هستن...... ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن........... ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد........... بنابر این روی دست اندازها و ناهمواریها خیلی توقف نکن........... و با استقامت هر چه تمامتر به راهت ادامه بده...........

faafaa
faafaa

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه....... ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه........ خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره....... خنده باشه بدون هیچ غصه ای........ یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی،.......... نداده........ ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم........... در مقابل مشکلات، تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه و چراغ راهمون میشه..........

faafaa
faafaa

زیباترین آرایش برای لبان تو؛ راستگویی......... برای صدای تو؛ دعا به درگاه خداوند......... برای چشمان تو؛ رحم و شفقت........ برای دستان تو؛ بخشش......... برای فکر تو؛ اعتماد.... برای قلب تو؛ عشق....... و برای زندگی تو؛ دوستی هاست.........

faafaa
faafaa

سياه.............

faafaa
faafaa

نتایج اخلاقی ازدواج آقایان

faafaa
faafaa

خداوند...............

faafaa
faafaa

توی یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی .... پـس هیـچ وقت بـه اطرافت سنگ پرتاب نـکن!! چون اولین چیزی که میشکنه ... دنیای خود تـو ٍ..!!! ..............

faafaa
faafaa

قلب جغد پیر شکست ............

faafaa
faafaa

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش.... اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش... اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش... اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش... . آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش... اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش... نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش... بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباش..د. و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.... دکتر علی شریعتی

faafaa
faafaa

من اگر عمر دوباره داشتم ...............

faafaa
faafaa

پسر کوچکی، روزی هنگام راه رفتن در خیابان، اسکناسی 100 تومنی پیدا کرد او از پیدا کردن این پول ، آن هم بدون هیچ زحمتی، خیلی ذوق زده شد این تجربه باعث شد که او بقیه روزها هم با چشمان باز سرش را به سمت پایین بگیرد و در جستجوی سکه های بیشتر باشد در مدت زندگیش او 296 سکه ی 100 تومنی 48 سکه ی 50 تومنی ،19 تا اسکناس 500 تومنی 16 تا اسکناس 1000 تومنی و 2 تا اسکناس 2000 تومنی و یک اسکناس مچاله شده ی 5000 تومنی پیدا کرد یعنی در مجموع 66 هزار و 500 تومن و در برابر به دست آوردن این مبلغ او زیبایی دل انگیز طلوع خورشید......... درخشش 31369 رنگین کمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد......... او هیچ گاه حرکت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ها در حالی که از شکلی به شکلی دیگر درمی آمدند، ندید............ پرندگان در حال پرواز، در خشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر، هرگز جزئی از خاطرات او نشد............

faafaa
faafaa

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ولی حیف من زاده ی امروزم........خدایا جهنمت فرداست پس چرا امروز میسوزم؟؟؟؟؟؟؟؟

faafaa
faafaa

روزی شاپرک اومد پیشه خرس و بهش گفت که عاشقش شده.از خرس خواست که با هم باشن..خرس گفت:بعد از خواب زمستونی..شاپرک ناراحت شد و رفت.زمانی که خرس از خواب بیدار شد از شاپرک خبری نیود..........اون نمی دونست که شاپرک تنها 2 روز زندست........

faafaa
faafaa

مرشدی با خود زمزمه میکرد:خدایا با من حرف بزن...و پرنده ای آواز خواند و لی او آن را نشنید...او با صدایی بلند گفت:خدایا با من حرف بزن....و رعدی در آسمان غرید ولی او به آن گوش نکرد...اطرافش را نگاه کرد و گفت:خدایا بگذار تو را ببینم....و ستاره ای درخشید ولی او آن را ندید....او فریاد زد:خدایا معجزه ای به من نشان بده.....و نوزادی در همسایگی و به دنیا آمد و لی او نفهمید...این بار با نا امیدی گریه سر دادو گفت:خدایا مرا لمس کن....بگذار بدانم تو اینجایی..........پس خدا نزدیک شد و او را لمس کرد اما او پروانه را از روی صورتش پس زد و بی توجه به راه خود ادامه داد...........................

faafaa
faafaa

دلم میحواد برم رو بلند ترین قله و داد بزنم که تا ابد بیشتر از ستاره های آسمون دوستت دارم ولی حسش نیست...............