faafaa
خاطره ای از مارتین لوترکینگ...رهبر وایدئولوگ سیاه پوستان آمریکا.......
faafaa
از خواجه عبالله انصاری پرسیدند:خلوت حق کجاست:............خواجه گفت:جایی که (من و تو) نباشیم..........
faafaa
حکایت آلبرکامو وعشق........
faafaa
اشک رازیست.....لبخند رازیست.....عشق رازیست.........و اشک آن شب.....لبخند عشقم بود.........../.<احمد شاملو>
faafaa
بخشی از کتاب حریم و حرام...........باران عبداللهی............
faafaa
بخشی از کتاب سمفونی مرگ............
faafaa
مارا مثل عقرب بار اورده اند...........مثل عقرب....ما مردم صبح که سر از بالین ور میداریم.....تا شب که سر مرگمان را میگذاریم.....مدام همدیگر را میگزیم......<کلیدر....محمود دولت آبادی>
faafaa
واحد اندازه گیری فاصله "متر" نیست......."اشتیاق" است.....................مشتاقش که باشی..حتی یک قدم هم فاصله ای دور است.............
حکایت مارتین و مرگ خدا......
12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 7 دقيقه قبلروزی مارتین با چهره ای بسیار غمگین به خانه آمد...همسرش میپرسی:چی شده؟...چرا انقدر ناراحتی؟....
مارتین با دلگیری خاصی میگوید:هیچی....
چند لحظه بعد همسرش در حالیکه لباسش را عوضکرده بود و لباس مشکی مخصوص غذا پوشیده بود، آمد.......مارتین با تعجب میپرسد:چی شده؟.....چرا لباس عذا برتن داری؟....
زنش میگوید:نمیدانی؟....او مرده!!...
مارتین میگوید:کی؟....
همسرش جواب میدهد:خدا....!
مارتین با تعجب میپرسد:این چه حرفی است که میزنی؟....
همسرش میگوید:اگر خدا نمرده پس چرا انقدر غمگینی؟........./.

12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبلمرسی............
12 سال و 10 ماه و 30 روز و 3 ساعت و 1 دقيقه قبل