faafaa
شانه ات مجابم میکند .......... در بستری که عشق زندگی ست ......... زلال شانه هایت همچنانم عطش میدهد....... در بستری که عشق مجابش کرده است .............. " شاملو "
faafaa
لازم نيست دنياديده باشد ........... همين که تو را خوب ببيند ؛ ........دنيايي را ديده است ........... !!!
faafaa
تا حال هزار عصا عوض کرده ای!....... اما هنوز پای ِ عاشقیت میلنگد ! .......گویا باید به سیم آخر بزنم......... بیا کولت کنم !! ......جهنم و ضـــــــــــرر ...!!........
faafaa
این که باید....... فراموش ات می کردم را هم....... فراموش کردم !...... تو تکراری ترین حضور ِ روزگار ِ منی........ و من عجیب ؛.......... ... ... ...به آغوش ِ تو.......... از آن سوی فاصله ها......... خو گرفته ام..........
faafaa
واژه ها را باید شست…….
وازه ها باید خود باد...........‚ واژه باید خود باران باشد……..
چترها را باید بست...........
زیر باران باید رفت....
فکر را....... خاطره را زیر باران باید برد.......
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت.......
دوست را زیر باران باید برد.........
عشق را زیر باران باید جست..........
زیر باران باید با زن خوابید......
زیر باران باید بازی کرد......
زیر باران باید چیز نوشت .......حرف زد....... نیلوفر کاشت............
زندگی تر شدن پی در پی........
زندگی آب تنی کردن در حوضچه کنون است.......
رخت ها را بکنیم......
آب در یک قدمی است.....
روشنی را بچشیم
........
سهراب سپهــــري
faafaa
گاهیوقتها آدم با آرزوهاش پیر میشه…… گاهیوقتها هم ... آرزوها آدم رو پیر میکنه……….
faafaa
جسارت میخواهد….. نزدیک شدن……. به دورترین افکار زنیکه……… درد بیکسیرا…… به مسلخِ کوچه پس کوچههایِ شهر برده…… زنیکه هر شب…… به پابوسِ کابوسهایِ مردانه میرود……. و سحر گاه…… لحافش را پر میکند از هق هقِ تنهایی بیمرزش……… . . ها ا ا ا ا ی روزگار لعنتی……… با دختران غریب خود چه میکنی؟؟؟؟………. نیکیفیروزکوهی…………….
faafaa
موهایش را میبافتم….. انگار رویا…… انگار صد تا خیالِ خوش……. انگار هزار تار خوابیده به هزار آرزو…… موهایش…… سیاه…. سیاه….. واااا ی….. اصلا خوشبختی همین بود…. خوشبختی زنی ود….. که با موهای سیاهِ سیاه ، مثلِ شب…….. می نشست…….. اجازه میداد…… مردی باشم….. که دنیایش……. خیالِ خوش موهای یک زن باشد……… عطرِ خوش زن……. عطرِ خوشِ مویِ زن………… اصلا خوشبختی همین قدر میتواند باشد………. اندازه ی بافتنِ مویِ سیاهِ یک زن………. .... (تا وقت هست ، موهایش را بباف )…………. نیکی فیروزکوهی………….
faafaa
سلام همگی...................
faafaa
شب همتون خوش و رنگین کمونی................
faafaa
چند روز پیش سرخیابون یه امبولانس قبرستون از بغلم رد شد رو شیشه ش نوشته بود......... : تا حالا فکر کردی اخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه؟! ............
faafaa
به سلامتی اونایی که آرزوی دوستت دارم گفتن خودشونو به دل آدم میذارن.... اما دروغ نمیگن....