faafaa
همین که بغضت رو نخوری خودش یه درمانه ... از گریه نترس...! .
faafaa
من فدای سرعتت دنبالر................
faafaa
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است؟.......... چرا لبخندهایت بی رنگ است؟.........اما افسوس...هیچ کس نبود همیشه من بودم من و تنهایی پر از خاطره..... اری با تو هستم..........با تویی که از کنارم گذشتی........ و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است؟............
faafaa
تنهایی یعنی : ......توی این روزهای سرد .......دست ها به گرماي جيب ها دلخوش اند......... و نگاه ها نا اميد از گرماي نگاه ها ... و دلت میسوزد ... سوزشی سردتر از این روزها ............
faafaa
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی ......... کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن ........ از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم ....... اشکهایی را بریز که من ریختم ...... دردها و خوشیهای من را تجربه کن ........ سالهایی را بگذران که من گذراندم....... روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم ........ دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن ...... همانطور که من انجام دادم …...... بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی.......
faafaa
انقدر زمین خورده ام که بدانم........... برای برخاستن........ نه دستی از برون.... که همتی از درون لازم است........... حالا اما...... نمی خواهم برخیزم........ می خواهم اندکی بیاسایم........ فردا بر می خیزم........ وقتی که فهمیده باشم......... چرا زمین خورده ام........
faafaa
آرامش می خواهم......... به اندازه ی خوردن یک فنجان چای کوتاه باشد،............ یا قدم زدن روی سنگفرش خیس پیاده رو طولانی .......، فرقی نمی کند........... فقط آن لحظه را می خواهم......... آن لحظه که تمام سلول هایم آرام می گیرند....... تا بتوانم به تو بهتر فکر کنم .........
faafaa
لمسِ تن تو..... شهوت است و گناه....... حتی اگر خدا عقدمان را ببندد........ داغیِ لبت ، جهنم من است...... حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند......... هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست.......... حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد.............. فرزندمان،حرام نطفه ترین کودک زمین است........ حتی اگر من مریم باشی و تو روح القدس ....... آقای من!....... حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،...... یک بوسه........ یک نگاه حتی حرامم باد !........... اگر تو عاشق من نباشی ...........
faafaa
سلام......... عزیز تر از جانم......... نترس نیامدم که بمانم.......... زود می روم ,.......... آمده ام مشتی از عطرت را ببرم......... پخش کنم در خانه........ در و دیوار بهانه ات را می گیرند ........
faafaa
زندگی یعنی :..... ناخواسته به دنیا آمدن....... مخفیانه گریستن........ دیوانه وار عشق ورزیدن............ و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . ..................
faafaa
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!............... یکی دیروز و یکی فردا...................
faafaa
ﺁﻥ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﻣﺤﻜﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍی......... ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ....... ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﻜﻦ........ ﻣﺤﻜﻢ ﻳﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﻓﺮﺩﺍ ﺗﻮﺍﻡ ﺗﻨﻬﺎﻳﯽ..........
faafaa
دیدید گاهی وقتا آدم حوصله ی خودشم نداره............ دلش میخواد خودشم ببره بذاره جلو در بگه بابا جون برو یه دور بزن..........