Hanieh
ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻡ، ﺍﺷﻜﻲ ﻧﺮﻳﺨﺘﻢ! ﭼﻮﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺍﺷﻜﻬﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺖ ﺭﻳﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
Hanieh
هر وقت اول اشنایی یکی بهتون گفت بهم اعتماد کن ، به خدا من ادمِ خوبیَم ! همونجا با دمپایی ابری ِ خیس بزنید تو دهنش ، بزنیدااا کارتون نباشه دیه اش با من
Hanieh
مُردم از درد و نمی آیی به بالینم هنوز*****مرگ خود می بینم و رویت نمی بینم هنوز
Hanieh
دلگیرم از دست خودم....کاش عاشقت نمیشدم
Hanieh
ﺗﻮ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﻳﻪ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻳﮏ ﻋﻤﺮ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺮﻳﺴﺘﻦ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﺷﺎﯼ ﺗﻮ ﻫﻤﻴﻦ ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﺎﻗﻴﺴﺖ
Hanieh
یادی که ز تو اثر ندارد **** بر خاطر من گذر ندارد
Hanieh
امشب تو هم مثل خودم چه بی تابی....از شوق این دیدار اصلا نمی خوابی
Hanieh
دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه.....که هر اندازه خوبه عشق همون اندازه بی رحمه
Hanieh
نداند رسم یاری، بی وفا یاری که من دارم *****به آزار دلم کوشد، دلازاری که من دارم
Hanieh
می بینم از تو آشپزخونه صدا میاد رفتم می بینم داداشم هی در یخچالو باز و بسته میکنه … میگم :چرا همچین میکنی؟ درش کنده شد میگه: دارم رفرش میکنم ببینم چیز جدید پیدا می کنم یا نه !! ای خــــــــدا این خوشیــارو از مـــا نگیر خخخخخخ
Hanieh
نشسته ایم خودم و قلبم.. با هم”نقطه بازی” میکنیم.. زبان نفهم قلبم نمیفهمد “قواعد” بازی را.. تمام خانه ها را با اسم ”تو” پر میکندگاهی لال میشود آدم ... حرف دارد ولی کلمه ندارد
Hanieh
دلت تنگ که باشي ، تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد ، و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است... دلت برای همان یک نفر تنگ است... تا نیاید... تا نباشد... تو هنوز دلتنگی...
Hanieh
حرف برای گفتن زیاد است. چشمانم بر روی کیبورد… اما فقط چهار حرف اسم تو را میبیند.