@عدس پلو !(خندون دنبالر)............................هی روزگار....................یادش بخیر این آخرین خطابت به من تو سال گذشته بود ......................@fadakar با پایان سال شروع به خانه تکانی کردم به خانه ی دل که رسیدم محبتت را برداشتم نه غباری داشت نه کهنه شده بود. مهرت جاودانه در دلم خواهد ماند ..........................این هم اون موقع تصویر پرو فایلت بود..........................یادش بخیر
مسعود جون با اجازت من دارم میرم...........................ایشالا امتحاناتت رو با موفقیت انجام بدی.................موفق باشی................یا حق....................به یادتم..................
@عدس پلو !(خندون دنبالر) ........................این هم من و دوست عزیزم مسعود(خندون دنبالر)...........................اگه دنبالر چند پسر گل داشته باشه...................یکیش مسعوده..............چطوری مسعود جون
@خندون دنبالر ....................سلام مسعود جان.........................شرمنده عزیزدیر جواب دادم.......................تازه امروز اومدم دنبالر...از این فکر ما هستی......................نهایت لطفت رو میرسونه.....................ممنون از محبتت..........یاحقپیشاپیش سالی پر از نعمت و برکت برات از درگاه ربوبی در کنار خانو ده ی عزیزت خاستارم.................دوستدار شماfadakar@(صنعان)........................موفق باشیراستی همیشه خندون بودی وشاد پس همیشه خوشحال باش .........................من هم از خداوند میخام که همیشه شاد باشی
@خندون دنبالر .......................یک کلام و تمامابو سعیدابولخیر در مسجدی سخنرانی داشت مردم از تمام اطراف روستا ها و شهرها امده بودند جای نشستن نبود و بعضی ها در بیرون نشسته بودند. سپس شاگرد ابو سعید گفت تو رو به خدا از انجا که هستید یک قدم پیش بگزارید همه یک قدم پیش گزاشتند سپس… نوبت به سخنرانی ابو سعید رسید او از سخنرانی خود داری کرد مردم که به مدت یک ساعت در مسجدبودن و خسته شده بودند شروع به اعتراض کردند ابو سعید پس از مدتی گفت هر انچه که من میخواستم بگویم شاگردم به شما گفت، شما یک قدم به جلو حرکت کنید تا خدا ده قدم به شما نزدیک شود.