fafa tanha
سنگ در بركه مي اندازم و مي پندارم/با همين سنگ زدنماه به هم مي ريزد/كي به انداختن سنگ پياپي در آب/ماه را ميشوداز حافظه آب گرفت؟
fafa tanha
کل دنیا را هم که داشته باشی؛ باز هم دلت میخواهد بعضی وقتها، فقط بعضی وقتها… اصلاً برای یک لحظه هم که شده همه ی دنیای یک “نفــر” باشی…
fafa tanha
دارم یخ مدزنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد...
fafa tanha
چه تقابل عجیبی ست ... به دنیا می آییم ولی به آخرت می رویم ؛ آری برای رسیدن به آخرت باید از دنیا گذشت ..
fafa tanha
چه كسی این سرنوشت را برایم بافت... ؟! می خواهم به او بگویم یقه را آنقدر تنگ بافته ای كه حتی بغض هایم را هم نمی توانم فرو دهم...!!!
fafa tanha
من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم مگه این کافی نبود که منو مجنون کردی؟
fafa tanha
برایت رویاهایی آرزو میکنم تمام نشدنی و آرزوهایی پرشور که از میانشان چندتایی برآورده شود. برایت آرزو میکنم که دوست داشته باشی آنچه را که باید دوست بداری و فراموش کنی آنچه را که باید فراموش کنی. برایت شوق آرزو میکنم. آرامش آرزو میکنم. برایت آرزو میکنم که با آواز پرندگان بیدار شوی و با خنده ی کودکان. برایت آرزو میکنم دوام بیاوری در رکود، بی تفاوتی و ناپاکی روزگار. بخصوص برایت آرزو میکنم که خودت باشی...
fafa tanha
کتاب آغوشت،سوره ي لب هايت،آيه بوسه هايت...آنچنان پاي بندم به تو که هزار شيطان نمي تواند لحظه اي ،ذره اي ايمانم را به تو سست کند
fafa tanha
مطمعن باش و برو .... ضربه ات کاری بود ! دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی ! به من و عشقی پاک...که پر از یاد تو بود ... که خیالم میگفت تا ابد مال تو بود ... برو ... برو تا راحت تر تکه های دل خود را سر هم بند زنم
fafa tanha
من که گفتم این بهار افسردنی است من که گفتم این پرستو مردنی است من که گفتم ای دل بی بند و بار عشق یعنی رنج ، یعنی انتظار آه عجب کاری به دستم داد دل هم شکست و هم شکستم داد دل ...