fafa tanha
زندگی جز نفسی نیست غنیمت شمرش/ نیست امید که همواره نفس برگردد
fafa tanha
بگذارید ساعتها بخوابند وقتی تمامی لحظات بیهوده تلف میشوند دیگر نیازی به شمارش نیست...
fafa tanha
دارمت دوست به قدری که خدا میداند /این گفته فقط باد صبامیداند
fafa tanha
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا /بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
fafa tanha
دانی که را سزد صفت پاکی آنکه وجود پاکش نیالاید
fafa tanha
یادم آید روز باران گردش یک روز دیرین خوب و شیرین توی جنگلهای گیلان
fafa tanha
هر که عیب دگران پیش آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد
fafa tanha
زندگی کردن من مرگ تدریجی بود آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
fafa tanha
دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم او را عبادت نمی کنم. استاد به انتهای کلاس رفت و به آن دانشجو گفت: آیا مرا می بینی؟ دانشجو پاسخ داد: نه استاد! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم. استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت: تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید!
fafa tanha
سلامتیه اونایی که خودشون سنی ندارن ولی روزگار دلشونو پیر کرده …
fafa tanha
افراد کنار ساحل بعد از مدتی دیگر صدای موج های دریا را نشنیدند چقدر سخت است قصه ی عادت!!!
fafa tanha
به سلامتی پدر بزرگـا که یه بار هم خوجگل ، جوجو ، عسیسم نگفتن ولی با زنشون ۵۰ سال عاشقانه زندگـــی کردن . .
fafa tanha
اگر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید، ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست، و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود. اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛ عاشقان، سکوت شب را ویران میکردند.