"مرد حسابی" در فرهنگ ما اگه در حین به قول شما انتقاد! گفته بشه یعنی مرد ناحسابی و این یعنی توهین
مگه کوری رو هم میشه الفاظ بهتری جایگزینش کرد
من از انتقاد به جا و منطقی ترسی ندارم ... از توهین و بی ادبی و تهمته که ترس دارم ... چون باید اون یه جوابی در قبالشون بدم
خدا گفته شما حق توهین به پدر و مادرتون رو ندارین ... چه برسه به غریبه ها ... حالا شما با چه جرأتی رو حرف خدا حرف می زنید من موندم
یک بار دیگه هم بحث دنبال کردن رو مطرح کرده بودین و من توضیح داده بودم اما یه بار دیگه میگم؛ این شما بودین که اول من رو دنبال کردین و من هم به رسم ادب دنبالتون کردم .... به پروفایلم یه سر بزنید و ببینید که اولین دنبال کننده م بودید ... اگر خیلی سختتونه می تونید لغوش کنید ... برای من هیچ اهمیتی ندار
بعید می دونم مؤثر بوده باشه ....
مافیای دنبالر مذهبی کش تر از اون حدی هست که فکر می کردم ....
ممنون که حذفم کردید ... خوشحال شدم ....
بارها گفته ام و بار دگر می گویم : به جای این همه ادعای انصاف و عدالت کمی هم در عمل اجرایشان کنید ....
شما که نمی تونید همه ی کاربرای یه میکرو بلاگ رو راضی نگه دارید چطور انتظار دارید همه ی مسئولین باب طبع شما عمل کنند .... پس چیزهایی که میگید و به اسم انتقاد مطرح می کنید انتقاد نیستن بلکه نق زدن هستن
خدا ظرفیت و آگاهی همه مون رو بیشتر کنه ..... ان شاء الله
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند.
در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند.
يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟
يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم
.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند،
اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند.
بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا!
از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول
هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند
که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟
يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي
آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها
و گفت: بليط ، لطفا !!!
"مرد حسابی" در فرهنگ ما اگه در حین به قول شما انتقاد! گفته بشه یعنی مرد ناحسابی و این یعنی توهین
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 37 دقيقه قبلمگه کوری رو هم میشه الفاظ بهتری جایگزینش کرد
من از انتقاد به جا و منطقی ترسی ندارم ... از توهین و بی ادبی و تهمته که ترس دارم ... چون باید اون یه جوابی در قبالشون بدم
خدا گفته شما حق توهین به پدر و مادرتون رو ندارین ... چه برسه به غریبه ها ... حالا شما با چه جرأتی رو حرف خدا حرف می زنید من موندم
یک بار دیگه هم بحث دنبال کردن رو مطرح کرده بودین و من توضیح داده بودم اما یه بار دیگه میگم؛ این شما بودین که اول من رو دنبال کردین و من هم به رسم ادب دنبالتون کردم .... به پروفایلم یه سر بزنید و ببینید که اولین دنبال کننده م بودید ... اگر خیلی سختتونه می تونید لغوش کنید ... برای من هیچ اهمیتی ندار
اهان مرسی از این همه توضیحاتتون ، با کمال احترام از لیست دنبال کنندگانم حذف شدید ، سپاس و آرزوی موفقیت .
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 31 دقيقه قبلبعید می دونم مؤثر بوده باشه ....
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 19 دقيقه قبلمافیای دنبالر مذهبی کش تر از اون حدی هست که فکر می کردم ....
ممنون که حذفم کردید ... خوشحال شدم ....
بارها گفته ام و بار دگر می گویم : به جای این همه ادعای انصاف و عدالت کمی هم در عمل اجرایشان کنید ....
شما که نمی تونید همه ی کاربرای یه میکرو بلاگ رو راضی نگه دارید چطور انتظار دارید همه ی مسئولین باب طبع شما عمل کنند .... پس چیزهایی که میگید و به اسم انتقاد مطرح می کنید انتقاد نیستن بلکه نق زدن هستن
خدا ظرفیت و آگاهی همه مون رو بیشتر کنه ..... ان شاء الله
به امید خدا .
15 سال و 1 ماه و 16 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبل