ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
« إنَّ الْمُؤْمِنَ لا يُسىءُ وَ لا يَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ كُلَّ يَوْم يُسىءُ وَ يَعْتَذِرُ ». مؤمن كار خلاف و زشت انجام نميدهد تا عذرخواهي كند, اما منافق هر روز مرتكب خلاف و كار زشت ميگردد و عذرخواهي ميکند.
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
اولين درس پرواز, دل کندن از زمين است .........
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
ناهار اشرافی داشتیم ؛ ماست. سفره را انداخته و نینداخته، دکتر رسید. دعوتش کردیم بماند. دست هاش را شست و نشست سر همان سفره.یکی می پرسید "این وزیر دفاع که گفتن قراره بیاد سرکشی، چی شد پس؟ " ... ا
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
انقدر دچار روزمرگی شده ام که دیگر حساب روزها از دستم رفته است طوفانی باید..!!!
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
گنجشك به خداگفت: لانه كوچكى داشتم آرامگاه خستگيم بود و سرپناه بى كسيم ، طوفان تو آنرا ازمن گرفت. اين لانه كجاى دنياى تو را گرفته بود؟ خدا گفت: مارى در راه لانه ات بود و تو خواب بودى ، باد را گفتم لانه ات را واژگون كند، آنگاه تو از كمين مار پرگشودى .چه بسيار بلاهايى كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم برخاستى .
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
خدا از نگاه ملاصدرا /// خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان اما بقدر فهم تو کوچک میشود و بقدر نیاز تو فرود می آید و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود و به قدر دل امیدواران گرم میشود
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
محبت کن ... بی دریغ .... بی منت
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
" لِایِّ الاُ مُورِاِلیکَ اَشکُواوَلِما مِنها اَضِجُّ وَابکی.".... آهسته آهسته هر چه که بیشتر می شناسی اش ، بیشتر دل در گرو عشقش می سپاری و این دل باختن ، تازه اولین قدم و اولین مرحله است. در راه او همه چیز را باید باخت . دل را از غیر او باید کند و به او باید بخشید.
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
ای تکیه گاه من !ای پناه من! آرام آرام از زمین خود پرستی رها می شوی و در آسمان عبودیتش اوج می گیری . هر بالی که میزنی افقی بازتر را فرا راه خود می گشایی و با هر تلاش ، او را بیشتر لمس می کنی، مگر نه اینکه " والَذّینَ جاهَدُ و افینا لَنَهدِیَنّهُم سبلَنا" آنانکه در مسیر ما تلاش می کنند، راهها یمان را نشانشان می دهیم . آنقدر آفاق دیدت وسعت و چراغهای دانشت عظمت و چکاد آرزوهایت رفعت می یابد که او راهمه چی می بینی و همه چیز را نشانی از او، نه که در همه جا و همه چیز، خود او، وآن وقت است که با او انس می گیری، چرا که امید و اتکاات را از همه بریده ای . " یا اَنیسَ مَن لا انیسَ لَه." و در کنارش می نشینی " یا جَلیسَ مَن لا جَلیسَ لَه." و عظمت دوست آنقدر دلت را فرا می گیرد که نمی دانی از کجا شروع کنی و کدامین درد را بازگو کنی .
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
خدای من ! پروردگار من! جز تو کیست مرا؟ نیازی به پاسخ نیست . پاسخ در نیاز توست، در چشمهای تمنای تو و در مهربانی دستها و گرمی آغوش معشوق. ساقۀ امید که رشد می کند وبرگهای نیازکه سبزمی شود، زمزمه می کنی که : "یا مَن عَلَیه مٌعوَلی"!
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
تنهایی ات به اوج که می رسد، همه را که می آزمایی و از همه که می بری ، همۀ مُشتها که باز می شود و همۀ برگها که رو، وقتی دست تقدیر، همه را از اطرافت وجین می کند و. . . . وقتی تنهای تنها می شوی. . . .تازه به صرافت خدا می اُفتی و. . . . سایۀ مبهم خدا را در آینۀ وجود می بینی که دستهای مهربانش را گشوده و تو را به سوی خویش فرا می خواند. و ناگهان تمام وجود تو از نیاز به بازوان پر مهر خدا لبریز می شود و بی اتکاء به همه چیز، بی هیچ چیز ، خود را در گرمای بازوان پر مهر او گم می کنی و ضجه می زنی که : "اِ لهی وَرَبّی من لی غَیرَک."
ܓ☀ فـهــیــمــ ܓ☀
خداوندا در درگه تو ساکن بودم از شوق بازیهای کودکانه و هیجان مرا به سرکشی مبتلا ساخت مهاجرت کردم ولی بی تو...طوفانها مرا در بر گرفت خواستم باز گردم ولی راه گم کردم بر زمین افتادم ..ومدتها مدهوش دستی مرا بیدار ساخت و بار دیگر در منزلگه تو به تماشای قامتت نشستم... تنهایم مگذار.