farnaz.kh
خدایا این حال رو از من نگیر—( بهروز وثوقی – همسفر)
farnaz.kh
جواني كم طاقت از مادر پير خود مدت ها مراقبت مي نمود پس از چندي خسته از انجام امور مادرش ، تصميم گرفت او را از سر راه خود بر دارد. مادر را در سبدي گذاشت وبه بيابان برد ودر چاهي انداخت. خواست ببيند مادر هنوز زنده است يا نه، خم شد در چاه نگاهي افكند كه صداي ناله ي مادر را شنيد كه مي گفت پسرم مراقب باش در چاه نيفتــــــــــــي!...
farnaz.kh
چه امیدی است صدایت به گوش خدا برسد در حالی که دستت به جیبت نمیرسد؟؟؟؟؟
farnaz.kh
بی خیال حرفهایی که تو دلم جا مونده....بی خیال قلبی که این همه تنها مونده...آخه دنیای تو دنیای دلای سنگیه...واسه تو فرقی نداره دل من چه رنگیه...
farnaz.kh
امشب از خواب خوش گریزانم , که خیال تو خوشتر از خواب است ... - فروغ فرخزاد
farnaz.kh
اعتراف میکنم نصف "آره یادم میاد" هایی که گفتم چاخان بوده ... حوصله نداشتم طرف تعریف کنه!
farnaz.kh
سلام...حال همه ما خوب است اما تو "باور نکن"...