اینم یه حرف از قیصر : احترامت واجبه خان دایی .اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمیاد. کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم .؟ این دنیا همیشه واسه من کلک بوده و نامردی. به هر کی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم. کسی از مردن ما ناراحت میشه؟ نه ننه! سه دفعه که آفتاب بیفته سر اون دیفال و سه دفعه هم که اذون مغربو بگن، همه یادشون میره که ما چی بودیم و واس چی مردیم. من بچهام آره. من خیلی هم ب......چهام. واسه این که هر کی تو گوشم بزنه، میزنم تو گوشش. اما تو چی؟ دلت میخواد توگوشِت که بزنن بگی من پهلوونم! پهلوونم باس افتاده باشه! تو گوشش که میزنن سرشو بندازه پایین و از زیر دیوار رد شه. شما اینو بهش میگین پهلوونی؟وقتی تاس آدم بد نِشست، بد نِشست. اما من فرار نمیکنم. فرار آدمو کوچیک میکنه. ولی من تا آخرشو می رم قیصر (۱۳۴۸)
@فرزام تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفتم ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفتم ! یاد گرفتم که چجوری بی صدا بگریم ! یاد گرفتم که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفتم ! یاد گرفتم چجوری با تو باشم بی انکه تو باشی ! یاد گرفتم ....نفس بکشم بدون تو......و بی یاد تو ! یاد گرفتم که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم ! تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفتم ! یاد گرفتم که بی تو بخندم..... یاد گرفتم بی تو گریه کنم...و بدون شونه هات....! یاد گرفتم ...که دیگه عاشق نشم ! یاد گرفتم که دیگر دل به کسی نبندم.... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگرفتم ... که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم .... تو نگرانم نشو !! " فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت...