ای بداد من رسیده
تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی
تو شبای وحشت من
ای تبلور حقیقت
توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی
تو منو دادی به خورشید
اگه باشی یا نباشی
برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم
تو رفیقی جون پناهی
ای که بی تو خودمو ، تک و تنها می بینم هر جا که پا میذارم تو رو اونجا می بینم یادمه چشمای تو ، پر درد و غصه بود قصه ی غربت تو ، قد صد تا قصه بود یاد تو هر جا که هستم با منه ، داره عمر منو آتیش میزنه . . .
آدمها شوخی شوخـــی به هم زخم میزنند ولــــــی قلبها جدی جدی میشکنند . . تو شوخی شوخی به من لبخند زدی ولی من جدی جدی عاشقت شدم تو یه روز شوخی شوخی تنهام میزاری منم جدی جدی بــــــــــی تو میمیرم . .!{/

13 سال و 19 روز و 15 ساعت و 38 دقيقه قبلآخرين بار يادت رفته بهم گفتي سن ماموتا رو داري
13 سال و 19 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبلاره یادمه چه روز خوبی بود ...

13 سال و 19 روز و 15 ساعت و 34 دقيقه قبلخوب ولی الان با جراحی پلاستیک امروزی شدی
ميكشمت





13 سال و 19 روز و 15 ساعت و 26 دقيقه قبلببخشید شیرین جون دیگه تکرار نمیشه
13 سال و 19 روز و 15 ساعت و 16 دقيقه قبل