farnaz.kh
لطــفا خیلی دوستــم نداشته باشــید ! از آخرین باری که خیلـــی دوستم داشتند تا امــروز … خیلی سخت گذشت …
farnaz.kh
میکشم.. می کشی.. می کشد.. هر سه میکشیم! اما او .. ناز تورا.. تو .. دست از من.. و من… ای وای، باز فندکم را کجا گذاشته ام؟..،
farnaz.kh
دهان باز کنی...قلاب ها به صلابه ات میکشند...هی ماهی جان...دریا را فراموش کن..."روزی حسرت همین رود خانه به دلت میماند"
farnaz.kh
"مادر" مرا ببخش درد بدنم بهانه بود...کسی رهایم کرده بود...که صدای بلند گریه ام،اشکهایت را درآورد...