دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ღ♥فرح♥ღ

ღ♥فرح♥ღ
زن - مجرد
امتیاز: 648

دنبال‌شدگان

(54 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(157 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

شهردار تهران: از امشب خودتون آشغالا رو جمع کنید !عوضیـــــــا ...

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

این چه زندگی خدا...یبار اومدیم استراحت کنیم زرت و زرت این ایرانسل اس داد... ولی خداییش چه دوست خوبیه ها...دوستامم حالم رو نمی پرسن...دمش گرم خداییش

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

از روزگار پرسیدم با آنهایی که با زندگی و احساساتم بازی کردن چه کنم؟ گفت آنها را به من واگذار کن که چرخ روزگاربالا و پایین دارد . . .

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

خــــــدايـــــا... آغوشت را امشب به من می دهی ؟ برایِ گفتن!چیزی ندارم اما برای ِ شنفتن ِ حرفهایِ تو گوش بسیار . . می شود من بغض کنم تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . . می شود من بگویم خدایا ؟ تو بگویی : جانِ دلم . . می شود بیایی ؟ تــــمــــنــــا می کنم

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد برو فقط آرزو می کنم.. وقتی دوباره هوای من به سرت زد آن قدر آسمان بگیرد که.. با هزار شب گریه آرام نگیری

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

روزي ميرسه كه وسط ٢تا پسر از خواب پا ميشم ... يكيشون بوسم ميكنه، ميگه صبح بخير عشقم .. يكي ديگشون لوپمو ماچ ميكنه ميگه صبح بخير مامان .

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

دلنوشته ها... دیگر احتیــاط لازم نیستــــــ… شکستنی ها شکست، هرطور مایلیـــــد حمــــل کنیــــــد…!!!

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

دوستم تعریف میکرد رفته بوده خواستگاری , توی صحبت دونفره دختره بهش گفته: راستش من قصد ازدواج ندارم دوستم هم گفته: منم اومده بودم خونه تون میوه بخورم برم

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

رفتم گل فروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟ یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پ ن پ سزارینه! به جون خودم من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن.

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

یکی ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﮕﺲ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﻬﺶ ﻧﺦ ﻣﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ یکی ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻢ ﺑﺎﻟﻬﺎﺷﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪﻡ ﻣﯿﺒﺴﺘﻤﺶ ﺍﻭﻥ ﺳﺮ ﻧﺦ ﺑﻌﺪ ﻣﮕﺲ ﺳﺎﻟﻤﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ یکی ﺭﻭ ﺑﮑﺴﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺻﺤﻨﻪ ﯼ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺑﻮﺩ !!!! ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻧﻮﻉ !!! ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻡ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻠﻘﺖ ﺧﺪﺍﺭﻭ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ !!!!!!

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

چه خوش خیال بودَم … که هَمیشه ، فِکــــر میکَردَم ، دَر قلبـــِ تو ، مَحکومَم به حَبس ِ ابَد …!! به یکباره جا خوردَم وَقتی زندانبان بَر سَرَم فَریـــــــاد زَد … هِی تو … آزادیــــ !! و صِدای ِ گامهای ِ ، غَریبه ای که به سلّولم میــ آمَد

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

دوست پسر همان شوهر است! . . . . . اما با اختیارات بیشتر و مسئولیت کمتر...

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

روزها تمام ابرهاي اندوه در چشمان من اند ولي نمي بارند ... چون ... من خوبم ... من آرامم ... من قول داده ام ... تمام خنده هايم را نذر کرده ام که گريه ام نگيرد ... اما شب ها ... واي از شب ها هواي...

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

ه دیدارم بیا هر شب در این تنهایی تاریک و تنهای خدا مانند دلم تنگ است و من تنها و تاریکم

ღ♥فرح♥ღ
ღ♥فرح♥ღ

تا صدای گام هایم در کوچه پس کوچه های شهر می پیچد زمین منتظر اشک هایم می شود …