Nairika
حاضرم همهی دنیا را ساکت کنم تا تو در آغوشم آرام بخوابی.... حالا تب تنت را ببوس روی تن من …
Nairika
رفت و آمد ، رفت و آمد ، اینقدر رفت و آمد که از یاد برد ، چیزی به نام ماندن هم وجود دارد!
Nairika
سال هاست که معنی این را نفهمیده ام، "رفت و آمد"؟ یا "آمد و رفت"؟! آدم ها می روند که برگردند؟ یا می آیند که بروند...؟!
Nairika
خود را در آغوش بگیر و بخواب ! هیچ کس آشفتگی ات را شانه نخواهد زد ! این جمع ، پر ازتنهاییست . . .!!!
Nairika
ســــــــــــــــیـــرَم... دل زده ام... این عشــــــق هایِ تو خــــــــالی را به من تـــعارف نــَــــــــــکنید...!!!
Nairika
احساس میکنم اصرار در ماندنت بیشتر خرابم کرد تا رفتنت...
Nairika
چـه سـاده بـه اعـتبار دسـتـانـت زمیـن خوردم !!!
Nairika
رفتنت آنقدر ها هم که فکر می کنی فاجعه نیست !! من مثل بیدهای مجنون ایستاده می میرم ...
Nairika
باران که میبارد دلم برایت تنگ تر می شود! راه می افتم،بدون چتر.. من بـغض می کنـم آسمـان گـریـه...!
Nairika
سیگارش را می گذارد زیر لبش و می گوید : آتیش داری داداش ؟! جواب می دهم : توی جیبم که نه ... ولی در دلم دارم ... به کارت میاد .........؟!
Nairika
ازاین معجزت سبز میشوم ...........گویــــا، از جنگلهاست، جاری ِ تنم!....