رفیق غضنفر تو حج، پرده کعبه رو گرفته بود می گفت: خدایا توبه… دیگه برای غضنفر جوک نمی سازم! یه دفعه غضنفر میزنه رو شونش میگه : داداش قبله از کدوم طرفه؟ رفیقه داد میزنه: خدایا! خاطره که می تونم تعریف کنم؟
آن خندههای صورتیات را به من بده ...آن چشمهای پاپتیات را به من بده .....پاییز، فصل پر تب و تابیست خوبِ من ! .....آن دستهای لعنتیات را به من بده !
مرا غسل تعمید میکردند و در گوش تو اذان میگفتند.... به تو قصه ی کربلا را میگفتند و به من مصایب مسیح را ........به تو از سنی ها بد میگفتند و به من از پروتستانها .......به تو میگفتند آن وری ها بی بند و بارند و به من میگفتند آن وری ها تروریست .....و #من و #تو بی آنکه بخواهیم از یکدیگر بیزار میشدیم ..!!!!!!!!می بینی؟!!! #دنیا را #دیگران برای ما می سازند!!!!!
@Nairika بمان کنار خاطرم ، هميشه سبز پوش من شکسته پر کبوترم، هميشه سبز پوش من پس از تو بيت بيت من، مرور دردواره هاست سري بزن به دفترم ،هميشه سبز پوش من چه غربتي نشسته روي پلک هاي پنچره نگاه کن برادرم ، هميشه سبز پوش من تو رفته اي و بي کسي ، مرا مچاله مي کند چه آمده است بر سرم ، هميشه سبز پوش من شبيه آهوان خسته در هجوم زخم ها شکسته بال و بي حرم ، هميشه سبز پوش من نمي رسد نمي رسد نمي رسد به آسمان نواي ناله ي ترم ، هميشه سبز پوش من نماز عشق اين غرور سرخ را اقامه کن بخوان عزيز بي سرم هميشه سبز پوش من