هذيان با آيينه
حالا اشک هایم شبیه تو شده اند ! گریه که می کنم ... نمی آیند ...!
هذيان با آيينه
این روزها برای تنها شدن کا[!]ت کمی صادق باشید...!
هذيان با آيينه
مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش … ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است..
هذيان با آيينه
تک تک ، چراغها تسلیم شب شدند ..بی چشمهای تو............
هذيان با آيينه
ما هر دو گناه کردیم .........تو دروغ گفتی و من غیبت کردم ..........دوستت دارم آخرین دروغ تو بود! و کوچ از سرزمین تو،ابتدای غیبت من....... بیا هر دو توبه کنیم...!
هذيان با آيينه
نماز باران بخوان.... برای چشمهایم ...
هذيان با آيينه
دور نیستم ... . جایی در همین حوالی .. آنقدر رسوا مینویسم که بوی نوشته هایم از هزار فرسنگی می آید . . . یک نفس عمیق بکش . . .
هذيان با آيينه
خداحافظیات آنقدر عمیق بود... که نمیتوان به سلامی دوباره درمانش کرد.........
هذيان با آيينه
نــیــســتـی ... چــگـونـه " شـــــعر"م را بــخــوانــم ، تــا تــو هــم وســوســه ی ظــهـــور پــیـدا کـنـــی ؟ کــاش مــی شــد بـــابــای مـســــجـد مـــحـله ، بـــه جــای "اذان" ، ســــروده هــای مرا ، بــر گلدستـــه ها تـــکــبــیــر بـــگویــد !....
کربلا منتظر ماست ...بیا تا برویم.......

15 سال و 23 روز و 45 دقيقه قبلمهدی....مسخره ممنوع..
15 سال و 23 روز و 33 دقيقه قبل